تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢

حس انتقامجوئى از مرد باشد ، مرد مىتواند براى اصلاح موقعيت حساس ، آرى تنها براى اصلاح آن موقعيت بيكى از سه وسيله دست بزند . و اگر نشوز و عامل اختلال عمل جنسى بطور عمد از طرف مرد باشد ، در اين فرض با نظر دقيق به وضع طبيعى زن در حالات معتدل در موقعيت عمل جنسى كه پذيرش است ، نه عامل بودن ، چاره جوئى زن بوسيلهء جدائى در رختخواب و هشدار دادن بمرد بوسيلهء زدن خفيف ، موجب شكست و عامليت و انصراف مرد در حال هيجان جنسى مىگردد كه خود دليل ضعف مرد است ، اين ضعف گاهى ممكن است به ناراحتىهاى روانى در مرد منجر گردد ، در صورتى كه زن در اين موقعيت از قدرت بيشترى براى اجراى فرمان خلقت نشان مىدهد . در اين مورد گمان نرود كه مسئله را از ديدگاه يك مرد بزرگ شده در نظام پدر سالارى مطرح مىكنيم ، بلكه حقيقتى است كه زن غربى با آگاهىهاى مربوط به دو صنف مرد و زن در يكى از جوامع متمدن مغرب زمين هم ، آن را بازگو مىكند . يك زن نويسنده در مغرب زمين اين جملات را مىگويد : « عمل عشق ، مستلزم خودسپردگى عميق زن است ، وقت همآغوشى او در ضعفى انفعالى غرق است ، با چشمان بسته ، بىنام ، گمشده ، احساس مىكند كه امواج او را مىبرند ، توفان او را به دوردست مىكشاند و تاريكى او را در برميگيرد ، تاريكى جسم ، تاريكى زهدان ، تاريكى گور و چون نابود گشت ، با كل يكى مىشود . » خود « او متوقف مىشود . اما چون مرد از او دور شد . . . خود را در روشنى باز مىيابد ، ديگر بار اين زن نام دارد ، او يك مغلوب است يك طعمه ، يك شيء » ( 1 ) . اگر ما از مفاهيم ذوقپردازى اين جملات صرفنظر كنيم ، واقعيتى را كه مطرح كرده‌ايم ، در آنها خواهيم ديد . آن واقعيت اينست كه اين موجود بزرگ كه

هامش
( 1 ) - جنس دوم - س . ب . - ترجمه حسين مهرى ص 91 و 92 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 282 | محمد تقي جعفري