اين جملات ساخته و پرداختهء يك فرد غوطه ور در رؤياهاى خوشايند عقلانى است و بس . يك نگرش دقيق به گفتار نيچه با آن چهرهء خشن جهانبينىاش بيندازيد . نيچه مىگويد : « كلمهء واحد عشق در واقع دو معناى متفاوت براى مرد و زن دارد . آنچه زن از عشق استنباط مىكند به اندازه كافى روشن است . عشق نه تنها دل سپردگى است ، ايثار كامل جان و تن است بىهيچ دريغ ، بىهيچ فروگذارى ، بىچشمداشت به هر چيز ديگر . اين سرشت نامشروط عشق زن ، چيزيست كه عشق او را به ايمان تبديل مىكند ، تنها ايمانى كه او دارد ، اما مرد ، اگر او زنى را دوست بدارد ، آنچه از زن مىخواهد همين عشق است ، در نتيجه همان احساس را براى خود مسلم فرض نمىكند كه براى زن ، اگر مردانى باشند كه آنان هم همين تمايل را به ايثار كامل حس كنند ، به شرافتم سوگند ، آنها مرد نيستند » ( 1 ) . بايرون هم نظير اين مطلب را گفته است : « عشق مرد چيزيست جدا از زندگى مرد ، عشق همهء هستى زن است » ( 2 ) اما شما اى زنها ، بجاى آنكه با نشان دادن هويت با عظمت خود ، هر دو صنف زن و مرد را از اصالت و برترى زنها در گرداندن گردونهء حيات كه عاليترين جلوه گاه خداوندى است ، با خبر بسازيد ، تا مسئلهء زن و مرد را از حالت فاجعه اى رابطهء اين دو صنف تا حد يك مسئله قابل حل و فصل در حقوق و اقتصاد و اخلاق و مذهب و سياست ، در آوريد ، نشستهايد و از احساس اين كه مرد عامل است و شما پذيرنده ، مرد در شطرنج بازىهاى عقل نظرى كه دائما براى تاريخ توماس هابس و بورژيا مىزايد ، در خود فرو رفته و به اين نتيجه مىرسيد كه ما هم بايد چنگيز و نرون و آتيلا و تيمور لنگ و ابن ملجم داشته باشيم ، تا قهرمان بودن خود را در برابر مردان اثبات كنيم و با بوجود آوردن مكتبها و جهانبينىهائى كه نخست در مغز مردان ايجاد لذت ميكنند ، سپس انسانها را از يكديگر جدا
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥٠
هامش
( 1 ) - جنس دوم - س . ب . ترجمهء حسين مهرى ص 83 و 84 .
( 2 ) - مأخذ مزبور ص 83 .