تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
در اين زندگانى آرام نگرفت ، چون او به خوبى مىدانست كه هر لحظه از عمر مباركش كار ساز ابديت او است . او به خوبى مىدانست كه از همهء اجزاء اين عالم هستى اين صداى پرطنين براى اولاد آدم هشدار مىدهد كه :
بر لب بحر فنا منتظريم اى ساقى فرصتى دان كه ز لب تا به دهان اين همه نيست فرصت شمار صحبت كز اين دو راهه منزل چون بگذريم ديگر نتوان بهم رسيدن
آيات قرآنى كه دستور جدى به سبقت جوئى و پيشتازى در راه خيرات مىدهد ، نخست قلب مبارك آن محبوب خداوندى را تحريك ميكرد و آن آيات قرآنى كه انسانها را به تلاش جدى و سرعت بسوى مغفرت و تحصيل زاد و توشه براى سفر بزرگ ابديت دستور مىدهد ، نخست عقل و وجدان آن كاملترين انسان را آگاه مىساخت . به همين جهت است كه هرگز سستى و مسامحه و چشم دوختن به فرداهاى ناپيدا نتوانست حيات آن حضرت را از مسير ربانى منحرف بسازد . 10 - تكاپوگرى كه هرگز عقب ننشست . چرا عقب بنشيند آن كاملترين انسانى كه به خوبى مىدانست كه :
نيك بنگر ما نشسته مىرويم مىنبينى قاصد جاى نويم پس مسافر آن بود اى ره پرست كه مسير و روش در مستقبل است
چرا عقب بنشيند كسى كه ميداند :
هيچ انگورى دگر غوره نشد هيچ ميوهء پخته باكوره نشد
11 - تصميم گيرنده اى كه سستى و ترديد راهى بر تصميمش ندارد - مگر تصميم آن هميشه بيدار و از همه چيز آگاه معلول انگيزه‌هاى زودگذر و خيالات بىاساس و اطلاعات ناقص بود كه امروز تصميم بگيرد و فردا آن را بشكند امروز اراده كند و انتخاب نمايد و فردا آن را بر هم بزند وحى الهى به آن