تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
تو هم گوش براى شنيدن آهنگ اعلاى هستى باز نموده مىخواهى كلمات نورانى الهى را از راه گوش به درون خود بسپارى برو بدنبال سخنان بىمحتوائى كه حياتت را به پرتگاه جهل و خودپرستى چنان انداخته است كه خفاش صفت به انكار خورشيد جهانتاب برخاسته اى برو اى مرغ ناتوان سراغ غذاى شايستهء خود را بگير كه -
بر سماع راست هر تن چيز نيست طعمهء هر مرغكى انجير نيست
من هنوز قطره اى از درياها نگفته‌ام ، من شما عامل شرمسارى انسانها را پستتر از آن ديده‌ام كه حقايقى از پشت پرده را در اختيارتان گذارم -
هر چه مىگويم به قدر فهم تست مردم اندر حسرت فهم درست با لب دمساز خود گر جفتمى همچو نى من گفتنىها گفتمى