جواب مطابق سخن پدرش امير المؤمنين ( ع ) است و مقصود سخن هر دو بزرگوار اينست كه خوارج از معاويه معذورتر و گمراهى آنان كمتر از معاويه است و جنگ با معاويه سزاوارتر از خوارج است . ( 1 ) « با نظر به داستان خوارج ( مارقين ) و چگونگى رفتار امير المؤمنين ( ع ) با آنان و جملهء مورد تفسير و سخن امام حسن عليه السلام در رد پيشنهاد معاويه كه آن حضرت با خوارج بجنگد ، اين اصل كلى ثابت مىشود كه : با نيت حق در باطل افتادن غير از افتادن در باطل با نيت باطل است . كسانى كه با نيت حق در باطل مىفتند ، به جهت نيت حق ، با ارزشتر از گروه ديگرند كه با نيت باطل در باطل افتادهاند . اين داستان يكى از با عظمتترين دلايل عدالت امير المؤمنين ( ع ) و روح الهى او است ، زيرا با اين كه خوارج او را تكفير كردند ولى معاويه آن حضرت را تكفير نكرده بود ، با اين حال به جهت نيت حقى كه خوارج داشتند ، امير المؤمنين ( ع ) آنانرا به معاويهء كثيف و رياست پرست و حيله گر مقدم مىدارد و آنانرا از معاويه و معاويه پرستان با ارزشتر معرفى مىفرمايد . از طرف ديگر با اين كه يكى از همين خوارج بنام ابن ملجم امير المؤمنين را شهيد كرد و خود آن حضرت سوء قصد او را در بارهء خود مىدانست با اين حال قضاوت امير المؤمنين ( ع ) در بارهء آنان عاليترين قضاوتى است كه تاريخ به ياد دارد . همچنين فرزند بزرگوارش امام حسن ( ع ) با اين كه از خوارج آن همه تكفير و اذيت و آزار و كارشكنى در بارهء پدرش امير المؤمنين ( ع ) ديده بود و بالاخره حتى شاهد شهادت آن حضرت بدست خوارج بود ، با اين حال آنان را بر معاويه و معاويه پرستان ترجيح داده و تصدى جنگ با خوارج را بسود معاويه كه قدرت بزرگى در اختيار داشت نپذيرفت ، اين هم قضاوت امام حسن عليه السلام در بارهء خوارج ( مارقين ) و معاويه و معاويه پرستان ( قاسطين ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 266
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٦٦
هامش
( 1 ) الكامل - ابو العباس مبرد ج 3 - ص 978 .