مقدمه اى براى تفسير علم غيب
معناى غيب كه مفهومى در مقابل شهادت است ، عبارتست از حقايق دور از ديدگاه يك انسان كه داراى دو مفهوم عام و خاص است .
مفهوم عام غيب عبارتست از هر حقيقتى كه از ديدگاه انسانى غايب است ، يعنى ميان انسان و آن حقيقت موانعى وجود دارد كه از رابطهء دركى ميان انسان و آن حقيقت فاصله و حجاب انداخته است . بنا بر اين مىتوان گفت : هر حقيقت و واقعيتى كه ماوراى درك انسان جاهل قرار گرفته است ، براى او نوعى غيب است .
مفهوم خاص - غيب عبارتست از حقايق پشت پردهء واقعيات و رويدادهاى عالم طبيعت كه حواس و ذهن و ديگر ابزار شناخت معمولى راهى به آنها ندارد .
آنچه كه در قرآن مجيد آمده و در ميان دانشمندان و متفكران اسلامى مطرح شده است كه چه كسى مىتواند عالم به غيب باشد و معناى علم غيب چيست ، همين مفهوم خاص است . ما نخست آيات مربوط به غيب را مطرح مىكنيم و سپس بمباحث مربوط به آن را بررسى مىكنيم و پس از آن همهء موارد غيبگوئى امير المؤمنين ( ع ) را در نهج البلاغه مىآوريم .
آيات مربوط به غيب و علم به آن .
اين آيات به گروه هائى تقسيم مىشود :
گروه يكم - غيب به معناى واقعيات پشت پردهء طبيعت محسوس و ملموس كه بايد به آنها ايمان آورد .
از جمله آيات اين گروه : 1 - * ( الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ . . . ) * ( 1 ) ( مردم متقى كسانى هستند كه ايمان به غيب مىآورند و نماز را بر پاى مىدارند ) . 2 - * ( إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ ) * ( 2 ) ( جز اين نيست كه تو
هامش
( 1 ) البقرة آيهء 3 .
( 2 ) يس آيهء 11 .