تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
كردن بهر شكلى كه صورت بگيرد ، مساوى نقض شخصيت بيعت كننده بوده جز سقوط نتيجهء ديگرى در دنبال نخواهد داشت . 2 - جامعه اى كه از چنين بيعتى تخلف كند ، آن جامعه هرگز روى خوشى نخواهد ديد ، زيرا وقتى كه هواى پاك سياسى و اجتماعى به مزاج يك جامعه سازگار نباشد ، آن جامعه بدون ترديد در جو آلوده به ناپاكىها به تنفس حيات اجتماعى و سياسى تن خواهد داد . يعنى جامعه ايكه بوسيلهء على بن ابي طالب نتواند به آرمانها و اهداف زندگى مادى و معنوى خود نائل گردد ، بطور قطع در لجن تمايلات حجاج بن يوسفها و يزيد بن معاويه‌ها فرو رفته ، گردنهاى خود را همواره در معرض شمشير اين نابكاران قرار خواهند داد و ديديم كه همين نابكاران پليد تاريخ با آن جوامع چه كردند . قتل عامهاى دسته جمعى ، به مسخره گرفتن مقدسات ، نابود كردن اصول انسانى ، سوار كردن خودخواهان طغيانگر بر گردن مردم ، حق كشىها در همهء اشكال گوناگونش ، سيرت و سنت تبهكارانهء آنان بوده است . 3 - اصرار شديد امير المؤمنين بر دفاع از زمامدارى خود . البته همهء ما با نظر به سخنان و رفتار امير المؤمنين ( ع ) اين حقيقت را مىدانيم كه اين سالك راه خدا به هيچ وجه علاقه و اشتياقى به مقام و قدرت نداشته است . اين اصرار مستند بر سه عامل مهم است : عامل يكم - دفاع از حق مسلم خود يك تكليف ضرورى اسلامى است كه گناه سكوت در بارهء آن ، كمتر از فرياد و فعاليت براى تعدى به حق ديگران نيست . عامل دوم - ضرورت دفاع از مظلومين و تنظيم امور جامعه و هموار ساختن زمينهء حيات اجتماعى جامعه براى شخصيتى مانند امير المؤمنين بديهىتر از آن است كه نيازى به گفتگو داشته باشد . عامل سوم - ترس از تسلط ارباب زور و زر و تزوير و قدرت پرستان كامجو