تفسير عمومى خطبهء پنجاه و چهارم
2 ، 6 - فتداكَّوا علىّ تداكّ الإبل الهيم يوم وردها و قد أرسلها راعيها و خلعت مثانيها ، حتّى ظننت أنهم قاتلى او بعضهم قاتل بعض لدىّ ( مردم براى بيعت با من چنان ازدحام كردند كه گوئى شتران تشنه در روز ورود به آب همديگر را مىكوبند ، شترانى تشنه كه ساربانشان آنانرا به حال خود گذاشته و افسارهاى آنانرا رها ساخته باشد ، تا آنجا كه گمان كردم آنان مرا خواهند كشت ، يا بعضى از آنان بعضى ديگر را خواهد كشت ) .
با چنين بيعتى كه مردم با من كردهاند ، چگونه مىتوانم در چنين مسئلهء حياتى اجتماعى سستى بورزم
امير المؤمنين عليه السّلام بطورى كه در نهج البلاغه در موارد متعدد منعكس شده است ، كيفيت بيعت را كه با وى صورت گرفته است ، بسيار جدى و با اهميت تلقى نموده و براى اثبات مدعاهاى خود به بيعت با آن كيفيت تكيه فرموده است . به همين جهت است كه ما در اين مبحث مقدارى از كيفيت و نتايج بيعت با امير المؤمنين را متذكر مىشويم : 1 - چون بيعت واجد شرايط واقعى انتخاب زمامدار بوده است ، نقض -