مرتكب خطا شده بودند آيا على بن ابي طالب ( ع ) واقعگراترين انسان در بارهء طبيعت نبوده است آيا على بن ابي طالب ( ع ) از عاليترين قدرت [ خواه قدرت طبيعى و حيات اجتماعى و خواه قدرت مالكيت بر خويشتن ] برخوردار نبوده است او با كمال آشنائى با طبيعت و در كمال قدرت بوده است كه آهنگ نتهاى طبيعت را براى بشريت تعليم فرموده است ، نهايت امر گوش شنوائى مىخواهد و اين گوش آن عضو مادى نيست ، بلكه گوش عقل سليم و وجدان است كه حساسيت و شنوائى آن با به كار بردن مشروبات الكلى و بىبند و بارى در اشباع شهوات و عشق به مقام و شهرت و خودپرستى ، از بين مىرود و آدمى حتى نمىتواند صداى خودش را هم بشنود . ممكن است بگوئيد : چطور ممكن است آدمى صداى خودش را نشنود پاسخ اين سؤال آسان است و احتياجى به تتبع و فحص گفتار و رفتار شخصيتهاى گمشده در زير آوارهاى قرون و اعصار گذشته ندارد ، همين لحظه برگرديد و ورق قبلى اين صفحه را بار ديگر با دقت ببينيد و جملهء خود آقاى راسل را با دقت بخوانيد كه صريحا مىگويد : « اگر امور جهان را چنان تصور كنيم كه از يك عالم ابدى خارجى وارد جهان ما ميشوند و نه از اين نظرگاه كه زمان را همچون خورندهء هر چه كه هست مىنگرد ، در چنين صورتى من گمان ميكنم كه تصوير درستترى از جهان خواهيم داشت » اين عبارات را كه صريحا واقعيات ماوراى طبيعت و تأثير آنها را در طبيعت گوشزد مىكند ، بخاطر بسپاريد ، سپس داد و فرياد كاپلستون را كه يك استاد عاليقدر علمى و ماوراى طبيعى است در مصاحبه باراسل به آن عبارت ضميمه كنيد و نتيجه بگيريد .
بحث كاپلستون باراسل باينجا مىرسد كه اگر خدا را انكار كنيم و يا تأثير او را در جهان طبيعت ناديده بگيريم ، چه مىشود كاپلستون فرياد مىزند هيچ تفاوتى ما بين فرمانده بازداشتگاه بلزن ( سمبل شقاوت ) و سر استافورد كريپس يا اسقف كانتربورى نمىماند . [ باصطلاح ما مسلمانها هيچ فرقى ميان ابن ملجم و على بن ابي طالب نمىماند ] ملاحظه مىكنيد كه اين يك سخن كاملا
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٠