تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

* ( أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ الله وَراءَ ظُهُورِهِمْ ) * ( 1 ) ( و هنگامى كه براى آنان پيامبرى از نزد خدا آمد كه تصديق مىكرد آنچه را كه پيامبران گذشته براى آنان آورده بود ، گروهى از كسانى كه براى آنان كتاب آمده بود ، كتاب الهى را پشت سر خود انداختند ) . چگونه قابل عفو و اغماض است طرد كتاب الهى كه كفر بآيات خداوندى است . من در ميان شما بمنزلهء كتاب ناطقم و بشما دستور دادم كه فريب برداشتن قرآن بر سر نيزه‌ها را نخوريد ، با من مخالفت كرديد . سپس بشما گفتم : حكميت را نپذيريد ، اين هم يك حيلهء شيطانى ديگريست ، با شما با من به مخالفت برخاستيد . پس از آن گفتم : حال كه اصرار به جهالت و حماقت و مزدورى خود داريد ، اقلا ابو موسى اشعرى را از طرف من نفرستيد ، بلكه ابن عباس را بفرستيد كه شايسته تر و عالمتر است . آيا اين مخالفتها مخالفت با كتاب الهى كه دستور به پيروى از اولى الامر مىكند نيست اكنون هم بجاى انديشه در اين سرگذشت شوم و قيام به جبران آن ، خود را طلبكار مىبينيد و بار ديگر براى من سرنوشت تعيين مىكنيد 10 ، 11 - حتّى ارتاب النّاصح بنصحه و ضنّ الزّند بقدحه ( تا جائى كه انسان خيرخواه در بارهء خيرخواهى خود به ترديد افتاد و آتش زنه از بيرون آوردن شراره امتناع ورزيد ) .

مقاومت نابكارانهء تبهكاران به جائى مىرسد كه معلم تجربه ديده و مربى خيرخواه را به ترديد مىاندازد

جملهء مورد تفسير بيان قانون مقاومت و نتيجهء آن است كه عبارت از ناتوانى و يأس معلم و مربى از تأثير كار خود مىباشد و در بعضى از شرايط
هامش
( 1 ) البقرة آيه 101 .