تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

از دست رفته و نيروى اراده و تصميم تباه شده است . در صورت اول حسرت و ندامت بعنوان عامل سازنده مىتواند آدمى را از باقيماندهء فرصت برخوردار ساخته ، گذشته را تا حدودى كه امكانپذير است جبران و آينده را در مسير حقيقت يا بى تأمين و تضمين نمايد . و اگر فرصتى براى جبران نمانده و يا نيروى اراده و تصميم مختل شده باشد ، در اين صورت حسرت و پشيمانى موجب زجر و شكنجهء دائمى مىگردد ، مگر آنكه موفق به توبه و انابه شود و از خداوند طلب عفو و مغفرت نمايد ، عفو و مغفرت خداوندى در بارهء آن تبهكاريها كه رابطهء او را با خدا مختل ساخته بود ، شامل حال او خواهد گشت . و اگر مقاومت كننده در برابر حقايق و واقعيات در اين دنيا به آگاهى نرسد و از مستىها به خود نيايد ، حسرت و ندامت در عالم ابديت گريبانگيرش خواهد بود . 6 ، 9 - و قد كنت امرتكم في هذه الحكومة أمري و نخلت لكم مخزون رأيي لو كان يطاع لقصير أمر فأبيتم عليّ إباء المخالفين الجفاة و المنابذين العصاة ( من دستور خود را در بارهء حكميت به شما داده بودم و نظريهء خود را صاف و روشن براى شما گفته بودم ، اگر بنا بود از قصير امرى اطاعت شود . ( 1 ) شما در

هامش
( 1 ) مثلى است كه گفته مىشود : « لو كان يطاع لقصير أمر » ( اگر دستور و امرى از قصير اطاعت مىشد ) توضيح اين مثل چنين است كه قصير بن سعد غلام يا هم پيمان جزيمة الابرش است كه يكى از سلاطين عرب بود . جزيمة پدر زباء ملكهء جزيره را مىكشد و همان موقع زباء پيامى به جزيمه مىفرستد كه حاضر است به همسرى او در آيد جزيمه مىپذيرد و با هزار سوار به راه مىافتد و بقيهء لشكريانش را با برادر خواهرش عمرو بن عدى در محل خود مىگذارد . در اين موقع قصير به جزيمه نصيحت مىكند كه از اين سفر صرف نظر كند ولى جزيمه نصيحت قصير را نمىپذيرد . وقتى كه جزيمه به نزديكى جزيره مىرسد ، لشكريان زباء بطور مجهز او را استقبال مىكنند ولى هيچگونه احترام و اكرامى در بارهء جزيمه انجام نمىدهند . قصير به جزيمه نصيحت مىكند كه برگردد ، زيرا زباء ممكن است حيله اى به راه انداخته باشد ، جزيمه نصيحت او رانمىشنود ، وقتى كه وارد جزيره مىشود ، زباء با يك حيله گرى جزيمه را مىكشد و قصير مىگويد : امر قصير اطاعت نمىشود .