عمرو بن عاص خدعه گر و نيرنگساز به معاويه پيشنهاد كرد كه قرآن را در سر نيزهها بلند كنند و فرياد بزنند ما بايد در بارهء اين جنگ و اختلاف به قرآن رجوع كنيم و آن را ميان طرفين حكم قرار بدهيم . در به راه انداختن اين مكر شيطانى چنان مهارتى بخرج دادهاند كه افراد فراوانى از سپاهيان على نشناس امير المؤمنين نيز فريب خورده و همين درخواست را از آن حضرت تقاضا كردند بنا به تحقيق بعضى از مورخين جاسوسان و هواداران معاويه براى اشاعه و همه گير نمودن اين درخواست تصنعى و مكارانه سخت دست به كار شده نظم و انضباط سپاهيان امير المؤمنين را بر هم زدند . هر چه على بن ابي طالب و ياران خالص و وفادارش فرياد زدند كه اى مردم ، فريب اين ظاهر سازى را نخوريد اينان دروغ مىگويند ، اينان قرآن را نمىشناسند ، اثرى نكرد و حتى خود امير المؤمنين دستور به انداختن قرآنها از سر نيزهها كه در مقابل قرآن ناطق ، وسيلهء بازيهاى ماكياولى قرار گرفته بود صادر فرمود . با اين حال دنيا پرستان دد صفت و هواخواهان سفرههاى رنگارنگ معاويه بر آشوب و فتنه گرى خود افزودند و امير المؤمنين را با توسل به اكثريت وادار به قبول حكميت نمودند ، با اين كه آن حضرت سخت مخالفت فرمود و در سخنان خود كه در نهج البلاغه آمده است ، بارها به اين مخالفت صريح و شديد خود اشاره فرموده است . پس از اين مرحلهء ننگآور ، مرحلهء ننگآورترى شروع مىشود كه عبارت بود از حكم كردن ابو موسى اشعرى از طرف امير المؤمنين ، مردى به ظاهر ساده لوح و در باطن هواخواه عبد اللَّه بن عمر براى خلافت در برابر امير المؤمنين خليفة اللَّه در صورتى كه امير المؤمنين فرمود : اگر اين حكميت را ضرورى مىدانيد ابن عباس را بفرستيد نه ابو موسى را . باضافه اين كه كسانى كه ابو موسى را براى مقابله با عمرو عاص انتخاب كردند ، همان كسانى بودند كه بعدها اعضاى گروه خوارج شده بر امير المؤمنين طغيان نمودند ( 1 ) در صورتى كه حكم از طرف معاويه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٦
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج 2 ص 228 ،