تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
را دوست نمىدارد . معقل گفت : خدا است كه براى اين توفيقات بايد از او يارى و كمك خواست ، امير المؤمنين فرمود : آرى ، او است بهترين موجودى كه بايد از او كمك خواست ) معقل حركت كرده و به اهواز وارد مىشود و در انتظار كمك از بصره مىنشيند . اگر چه كمك از بصره كه ابن عباس فرستاده بود ، كمى تأخير مىكند ، ولى بالاخره لشكرى بفرماندهى خالد بن معدان طائى از بصره به معقل ملحق مىشوند . در اين موقع خريت بن راشد و يارانش به طرف كوه‌هاى رامهرمز براى پيدا كردن قلعه اى محكم بالا رفته بودند و مردم شهر خبر آنان را به معقل مىدهند . سپاهيان معقل با تحريك و تشجيع شديد به خريت و يارانش حمله ور شده و آنان را به سرعت درهم مىشكنند و خريت رو به فرار مىگذارد و در سواحل درياى فارس جمعى را به دور خود جمع مىكند ، معقل بار ديگر به تعقيب او پرداخته و او را در سواحل درياى فارس با لشكريانش مغلوب مىسازد . قاتل خريت ، نعمان بن صهبان راسبى است . معقل سوارانى را براى اسير كردن باقيماندگان خريت فرستاد و آنانرا به اسارت در آوردند ، معقل مسلمانان آنان را آزاد كرد و از آنان براى امير المؤمنين بيعت گرفت و كسانى را كه از اسلام مرتد شده بودند ، به بازگشت به اسلام دعوت نمود و در صورت مخالفت دستور به كشتن آنها داد و آنان را اسلام آوردند آزاد ساخت . سپس معقل اسيران را كه پانصد نفر بودند برداشته و حركت كرد ، وقتى كه به اردشيرخره رسيد ، عامل امير المؤمنين در آنجا مصقلة بن هبيرهء شيبانى بود ، و اسيران موقعى كه مصقله را ديدند بناى گريه و شيون گذاشتند كه ما را آزاد كن ، مصقله همهء آنان را از بيت المال خريد و آزاد كرد . معقل از اين مسئله ناراحت گشته بود . امير المؤمنين نامه اى به مصقله مىنويسد . در اين نامه چنين آمده است : « خيانت بر امت از بزرگترين خيانتها است و بزرگترين فريب در يك جامعه فريب دادن رهبر و پيشواى آن جامعه است . پانصد هزار درهم از حق مسلمانان در نزد تست ، به مجرد اين كه فرستادهء من بر تو وارد شد آن پول