تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣

مىكنيم . فرستادهء امير المؤمنين گفت : پس شما كنار برويد . گروه ديگر گفتند : ما مسيحى بوديم و اسلام نياورده‌ايم و با مردمى كه خروج كردند ، همراهى كرديم و همراهى ما با آنان از روى جبر و اكراه بوده است و ما اكنون از مردمى كه با على بيعت كرده‌اند ، پيروى نموده و جزيهء مقرره را مىپردازيم . فرستادهء امير المؤمنين گفت : شما هم كنار برويد . گروه سوم گفتند : ما مسيحى بوديم و اسلام آورديم ، ولى اسلام را نپسنديديم و به مسيحيت برگشتيم و ما مانند ديگر مسيحىها بشما جزيه مىپردازيم . فرستادهء امير المؤمنين گفت : توبه كنيد و به اسلام برگرديد . آنان از رجوع به اسلام امتناع ورزيدند ، فرستادهء امير المؤمنين با جنگجويان آنان جنگيد و اسيرانى از آنان گرفته و نزد امير المؤمنين آورد ( 1 ) منابع تاريخى در بارهء داستان خريت بن راشد ناجى و مخالفت او و يارانش با امير المؤمنين عليه السلام مطالب مفصل و مشروحى دارند . پس از آنكه خبر خروج و طغيانگرى خريت بن راشد به آن حضرت مىرسد به معقل بن قيس رياحى دستور مىدهد كه به تعقيب آنان بپردازد و نامه اى به عبد اللَّه بن عباس مىنويسد كه دو هزار نفر از مردم بصره را با يك فرمانده دلاور و شايسته به كمك معقل بفرستد و معقل فرمانده همهء آنان خواهد بود . موقعى كه معقل حركت مىكرد ، امير المؤمنين او را به تقوى توصيه نمود و فرمود : اتّق الله ما استطعت فإنّه وصيّة الله للمؤمنين ، لا تبغ على أهل القبلة و لا تظلم أهل الذّمّة و لا تتكبّر فإنّ اللَّه لا يحبّ المتكبّرين . فقال معقل : اللَّه المستعان . فقال خير مستعان ( 2 ) ( به خدا تقوى بورز ، زيرا تقوى وصيت خداوندى بمؤمنين است ، ستم بر اهل قبله روا مدار و بر غير اهل قبله كه با مسلمانان پيمان همزيستى دارند ظلم مكن . و تكبر را از خود دور كن ، زيرا خداوند متكبران

هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد ج 3 ص 127 نقل از الغارات - ابراهيم بن هلال ثقفى .
( 2 ) همين مأخذ ص 137 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 303 | محمد تقي جعفري