تفسير عمومى خطبهء سى و هشتم
- 2 و أنّما سمّيت الشّبهة شبهة لأنّها تشبه الحقّ ( علت اين كه شبهه ، شبهه ناميده شده است اينست كه شبيه به حق است )
شبهههاى طبيعى و شبهههاى عمدى
دو نوع عمده در پديدهها و سخنان شبهه ناك وجود دارد كه توجه به آن دو ضرورت دارد : 1 - شبهههاى طبيعى - همهء ما مىدانيم كه حق و باطل در حيات بشرى همواره و در همهء موقعيتها با آن وضوح و صراحت نمودار نمىشوند كه براى هيچ كس جاى ترديد و شك و شبهه نمانده باشد . دخالت نيتها و هدفگيريهاى درونى كه نمود عينى در گفتارها و كردارها و ساير شئون بشرى ندارند ، از عوامل بسيار رايج و متداول بروز شبههها است . نارسائى الفاظ در بيان مقاصد واقعى و كاملا مشخص نيز يكى ديگر از عوامل فراوانى شبهه مىباشد . همچنين بىزبان بودن و چند علتى بودن نمودهائى كه در اعمال و آثار انسانى وجود دارد ، مانند بعضى از نمودهاى طبيعى عينى . مثلا حرارت يك پديده ايست قابل لمس ، ما دست رفيقمان را لمس مىكنيم ، مىبينيم حرارت دستش زيادتر از معموليست ،