دو انگيزه دارد : انگيزهء يكم - همان ضرورت امن و اطمينان در زندگى اجتماعى است كه خداوند متعال مانند يك قانون طبيعى در جوامع حكمفرما ساخته است . نتيجهء احترام و وفاء به تعهدها با اين انگيزه فقط امكان پذير بودن حيات جمعى انسانها است كه ما آن را در تعين دوم قرار داديم . انگيزهء دوم - يك عامل الهى است كه احترام و ايفاى تعهد را اطاعت خداوندى و تخلف از آن را معصيت و جرئت به آن مقام ربوبى معرفى مىنمايد . تفاوت ميان اين دو انگيزه كاملا روشن است ، زيرا احترام و ايفاى تعهد بر مبناى انگيزهء يكم معلول جبر زندگى اجتماعى است كه داخل در منطقهء ارزشهاى و الا نيست ، چنان كه خوردن غذا و آشاميدن آب براى گرسنه و تشنه ربطى بمنطقهء ارزشهاى و الا ندارد . ولى احترام و ايفاى تعهد بر مبناى انگيزهء دوم كه جنبهء الهى دارد ، در منطقهء عاليترين ارزشهاى انسانى قرار دارد و همهء خواص و لوازم عالى عمل به تعهد در اين انگيزهء دوم است كه ما آن را تعين سوم ناميدهايم ( 1 ) . 6 - در هيچ تعهدى نبايد كلمات و رموزى به كار برود كه قابل تحريف و تأويل بر خلاف مقصود اصلى و نخستين باشد كه تعهد بر مبناى آن بوجود آمده است . 7 - هيچ زحمت و مشقتى نبايد موجب آن شود كه تعهد بناحق نقض شود .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 192
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٢
هامش
( 1 ) سه جمله در عبارات امير المؤمنين اعتبار و ارزش الهى احترام و ايفاى تعهد را گوشزد مىنمايد : يك : فإنّه لا يجترىء على اللَّه الَّا جاهل شقىّ ( هيچ كس جز نادان شقى به خدا جرئت نمىكند ) . دو : و لا يدعونّك ضيق امر لزمك فيه عهد اللَّه الى طلب انفساخه به غير الحقّ ( هيچ تنگناى و مشقتى ترا وادار نكند كه عهد الهى را بناحق فسخ و نقض نمائى . سه : و ان تحيط بك من اللَّه فيه طلبة ( مبادا با نقض عهد عواقب وخيمى از طرف خدا بر تو احاطه كند .