تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
4 - شخصيت تعهد كننده مانند سپر نگهدارندهء موضوع تعهد است ، در حقيقت مانند اينست كه شخصيت تعهدكننده در گرو تعهدى است كه بوجود آورده است ، بنا بر اين ، خيانت به تعهد ، خيانت به شخصيت محسوب مىشود و ايفاى آن احترام به شخصيت مىباشد . 5 - هيچيك از واجبات و تكاليفى كه خداوند سبحان بر بنده گانش مقرر فرموده است ، مانند تعهد مورد اتفاق و التزام مردم نيست . وفاء بعهد در ميان همهء جوامع و ملل ضرورى و با عظمت تلقى شده است ، زيرا خداوند متعال فلسفهء اين تكليف را با نشان دادن عواقب وخيم تخلف از آن را ، براى همگان كاملا آشكار فرموده است . و بعبارت ديگر اگر ايفاى تعهدها ضرورى تلقى نشود ، زندگى اجتماعى قطعا از هم گسيخته و مختل خواهد گشت . اين فلسفهء روشن و آشكار ضرورت وفاء به تعهدها را در تعين دوم كه نظم حيات اجتماعى انسانها است ، بيان مىدارد ، لذا هيچ گونه ارزش و فضيلتى در اين وفاء به تعهدها وجود ندارد ، زيرا وقتى كه عامل وفا به تعهد جبر زندگى اجتماعى باشد ، در حقيقت عمل به پيمان ضرورتى است كه « صيانت ذات » و « خودخواهى » براى امكان پذير ساختن زندگى در جامعه ايجاب نموده است . 6 - دستورات بعدى در عبارت امير المؤمنين ( ع ) كه مىفرمايد : الف - در بارهء آنچه كه بر ذمهء خود گرفته اى حيله پردازى مكن و بر عهد خود خيانت روا مدار . ب - نيرنگ بر دشمن مزن ، زيرا هيچ كس جز نادان شقى بر خدا جرئت نمىكند ، مسئلهء تعهد را از ضرورتهاى نظم اجتماعى بالاتر برده و در تعين سوم قرار مىدهد كه عبارتست از حيات وابسته به خدا . تعهدهائى كه در تعين بوجود مىآيند ، جنبهء انسانى الهى - پيدا ميكنند . تعهد با اين تعين و انگيزهء الهى است كه تخلف از ايفاى آن جرئت بمقام شامخ ربوبى است . خلاصهء مطالب امير المؤمنين عليه السلام تا اينجا چنين است كه احترام و وفا به تعهد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 191 | محمد تقي جعفري