از طرف ديگر چگونه رها كنم اين زمامدارى را [ كه مىدانيد به هيچ وجه مورد علاقهء من نبوده است ] با اين كه مىترسم يك مشت اراذل و اوباش زندگى مردم را بازيچهء اميال و هواهاى نفسانى خود قرار داده ، مردم را بردگان خود و اموال بيت المال را وسيلهء كامكاريهاى خود نمايند . 116 - و قد عرفوا الحقّ و سمعوه و وعوه و علموا أنّ النّاس عندنا فى الحقّ أسوة فهربوا الى الأثرة فبعدا لهم و سحقا ( 1 ) ( قطعا آنان حق را شناخته و آن را شنيده و دريافتهاند و مىدانند كه مردم در نزد ما در حق مساويند ، به همين جهت به سوى تبعيض كنندگان مردم در بارهء حق گريختند . از رحمت الهى دور باشند و نابود گردند ) . من درد اين بردگان شهوت و مال و مقام را بهتر از همه مىدانم ، اينان از تساوى در حقوق چنان مىترسند كه از مرگ . اينان به بيمارى امتياز طلبى بىعلت گرفتارند فى قلوبهم مرض فزادهم اللَّه مرضا ( در دلهاى آنان مرضى است ، پس خداوند بر مرضشان افزوده است ) . [ يا خدا بر مرضشان بيفزايد ] . اينان با تبعيض و ترجيح خود بر ديگران مىخواهند ، محو و نابود شوند . مگر نمىدانند بيت المال امانت خدا در نزد من است و بندگان خدا در برابر اين امانت تفاوتى با يكديگر ندارند . 117 - لنا حقّ فإن اعطيناه و إلَّا ركبنا اعجاز الإبل و أن طال السّرى ( 2 ) ( ما حقى براى خود داريم ، اگر حق ما ايفا شود ، مطلوب ما است ، و اگر
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٨
يك لحظه در اين بام بلاخيز نمىماند
اين مرغ دل افسرده اگر بال و پرى داشت
هامش
( 1 ) نامه 70 به سهل بن حنيف ص 144 .
( 2 ) حكم ( كلمات قصار ) شماره 21 ص 155 .