جاورها و سامرها . . . - ( 1 ) ( من معتقدم به اين كه فرزند ابي طالب اولين انسان از نژاد عرب است كه با روح كلى ملازم و دمساز و همداستان بوده است ) . وقتى كه ملازمه و دمسازى و همداستانى على بن ابي طالب ( ع ) را با روح كلى عالم هستى بپذيريم ، تعجبى از قرار گرفتن وى در تنگناى دوران تاريك و گرفتارى او در انبوه نادانان بى اصل و از انسان بى خبر نخواهيم داشت ، زيرا چنان كه مىدانيم روح كلى در هيچ قالبى محدود نمىشود ، هيچ انبوهى از تبهكاران جاهل هم نمىتواند رسالت و شخصيت او را در خود خلاصه نمايد و محو و نابود كند . 14 - ما أنتم إلَّا كإبل ضلّ رعاتها فكلَّما جمعت من جانب انتشرت من آخر ( مثل شما مثل همان شترانى است كه ساربانش گم شده ، از هر طرف كه جمع آورى مىشوند ، از طرف ديگر پراكنده مىگردند ) .
تا يك بعد اين ارواح پوسيده وصله شود ، بعد ديگرى از آنها پاره مىگردد
آن قيافهء شگفت انگيزى را كه مردم در دوران امير المؤمنين عليه السلام و در برابر زمامدارى دادگرانهء آن انسان كامل از خود نشان دادهاند ، مىتواند دليل روشنى براى اثبات اين حقيقت بوده باشد كه افزايش رشد روحى مردم بطور آزاد و توجيه آنان بوسيلهء رهبران و مربيان واقعى ، آن چنان كه انتظار مىرود ، قطعى نيست . زيرا كدامين زمامدار را مىتوان عادلتر از امير المؤمنين پيدا كرد و كدام رهبر و مربى آگاه تر و دلسوزتر از آن بزرگ بزرگان را مىتوان سراغ گرفت ، معذلك مردم آن دوران همواره خود را در گسيختگى آراء و خواستهها متلاشى كرده بودند . اصلا مانند اين بود كه مردم آن دوران رهبر و مربى و زمامدارى ندارند با اين قيافهء شگفت انگيز كه مردم در برابر على بن ابي طالب
هامش
( 1 ) الامام على - صوت العدالة الانسانية ص 364 جرج جرداق .