تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

نه مبتلا به بيمارى خود بزرگ بينى شود و نه در سيه چال احساس حقارت سقوط كند . اين دو مقدمهء اخير در مجلد اول از همين ترجمه و تفسير با بيان ديگر مطرح شده است . بنا بر اين ، هر چه را كه امير المؤمنين عليه السلام در بارهء توضيح شخصيت خود ابراز فرمايد و هر اطلاعى كه از هدفگيريها و فعاليتهاى خود بدهد ، در حقيقت توصيفى از واقعيتى است كه بدون دخالت خود طبيعى و هدفگيريهاى خود نمائى بيان مىدارد . در كتاب نهج البلاغه با اين توصيفات كه امير المؤمنين ( ع ) در توضيح واقعيت خويشتن فرموده است ، روبرو مىشويم : 1 - ينحدر عنّى السّيل و لا يرقى الىّ الطَّير ( 1 ) ( سيلهاى خروشان حقايق از من سرازير مىشود ، و سبكبالان تيز پرواز فضاى رشد و كمال توانائى وصول به من را ندارند . ) اين توصيف مستند به اتصال فرزند ابي طالب به گيرندهء وحى الهى محمد بن عبد اللَّه ( ص ) و ارادهء جدى پرواز خود آن بزرگوار در فضاى رشد و كمال بوده است . 2 - اما و الَّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظَّة ظالم و لا سبغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس اوّلها و لألفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة عنز ( 2 ) ( سوگند به آن خدائى كه دانه را شكافت و روح را آفريد ، اگر گروهى براى يارى من آماده نبود و حجت خداوندى با وجود ياوران بر من تمام نمىگشت و پيمان الهى با دانايان در بارهء عدم تحمل پرخورى ستمكار و گرسنگى ستمديده نبود ، مهار اين زمامدارى

هامش
( 1 ) نهج البلاغه خطبهء 3 ص 25 نسخهء محمد عبده .
( 2 ) خطبهء 3 ص 31 و 32 .