ولى چنان كه گفتيم هر چه داشت براى پيش برد « حيات معقول » آنان ، بيدريغ و بىمضايقه تقديم كرد .
3 - زمامدارى كه حتى يك روز بفكر اندوختن مال و مقام براى خويشتن نيفتاد .
4 - لباسها و كفشهاى خود را وصله مىزد ، تا بر برهنگى برهنگان جامعه پايان بدهد و به كم ارزشترين غذا قناعت ورزيد تا نالهء گرسنگان را از ريشه بركند .
5 - اشكهاى سوزان فراوان در راه رفع تشنگىها و گرسنگىهاى ارواح مردم آن زمان به معرفت و رشد بر رخساره اش فرو ريخت .
6 - زمامدارى كه حتى يك لحظه احساس قدرت نتوانست آزادى و اختيار ربانى او را سلب نموده و به صورت برده اش در آورد .
7 - زمامدارى كه هنوز عدالت در تاريخ بشرى عاشق دلباخته اى مانند او را نديده است .
8 - زمامدارى كه لحظه اى خود را دور از ديدگاه خداوندى نديد . . . حال ببينيم مراتب تأثر و چگونگى عكس العمل پذيرى مردم آن زمان از چنين زمامدار چه بوده است 1 - آنان مىخواستند على بن ابي طالب همهء قدرتها و استعدادها و امتيازاتى را كه خداوند به او عنايت فرموده بود ، در برآوردن خواستههاى حيوانى آنان مستهلك بسازد ، بيت المال را بطور دلخواه آنان به حيف و ميل نمايد .
2 - آنان از « حيات معقول » چيزى جز اين نمىفهميدند كه على بن ابي طالب ( ع ) آنان را بر مردم مسلط بسازد تا آنان بتوانند حس خودپرستى خود را اشباع نمايند .
3 - آنان مىخواستند على بن ابي طالب سفرههاى رنگارنگ از بهترين غذا - هاى دنيا را پيش روى آنان بگسترد ، اگر چه به گرسنگى و بينوائى بينوايان بيفزايد .
4 - آنان مقاومت عجيبى مىورزيدند تا تشنگى و گرسنگى ارواحشان را
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٥