تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
لذايذ و آلام و عواطف و هيجانات ، بايد اينها را پذيرفت و قسمت دوم او را كه عبارتست از حقيقت طلبى و احساسات معنوى و روحانى و تعهد و تكليف و كمال جوئى و غير ذلك را بايد ناديده گرفت مسئله دوم اينست كه اگر اين اشخاص كه دانشمند و متفكر ناميده شده‌اند ، بخواهند پديده‌ها و فعاليتهاى عالى انسانى را در درون آدمى كه رو به كمال و تعديل غرايز و تقويت من انسانى است بپذيرند ، مجبورند از لذايذ حيوانى و خود - محورى و شهرت طلبى و صحنه سازى و جلب توجه ديگران به خود و برخوردارى از مقام و غير ذلك ، دست بردارند و مانند يك انسان وارسته از خود طبيعى كه ما قبل مرز انسانى است رو به اعتلاء زندگى كنند . البته چنين كارى مشكل است ، زيرا با اين فرض روزنامه‌ها و مجلات و دوربين بدستها سراغشان را نخواهند گرفت ، چنان كه در دورانهاى بردگى ، هيچ برده اى بسراغ يك انسان هشيار و خردمند كه بردگى را جزء ذات آدمى نمىدانست ، نمىرفت . بهر حال همين مقدمهء مختصر را مىتوان فهرست بدبختىها و ركود علوم انسانى امروز تلقى نموده ، شرح و تفصيل آن را در كتابهائى مانند « انسان موجود ناشناخته » و « تمدن و دواى آن » و « هشت گناه بزرگ انسان متمدن امروزى » و غير ذلك مطالعه نمود .

تفسيرى در بارهء دل و ابعاد آن

از آن هنگام كه روش عينى گرايانهء افراطى با حالت عاشقانه به نمود - پرستى و توزين در علوم روانى رواج پيدا كرده است ، اكثريت قريب باتفاق روانشناسان حرفه اى و آنان كه توانائى رهائى از جاذبيت شخصيتهاى چشمگير را ندارند ، نه تنها روح ( روان ) را كه موضوع حقيقى روانشناسى است ، كنار گذاشته‌اند ، بلكه فعاليتها و پديده‌هاى فراوانى را كه در قلمرو درون آدمى قابل مشاهدهء همگانى است ، ناديده گرفته‌اند . بطورى كه هر موقعى كه سخن از آن فعاليتها و پديده‌ها بميان مىآمد ، با يك اصطلاح متافيزيك كه كوبنده تر از