اهميت برخوردار باشد ، به همان اندازه بر طرف كردن اين شك و حيرت جدىتر تلقى مىگردد . براى توضيح بيشتر در بارهء اين قسم به « مجلد ششم از كتاب تفسير و نقد و تحليل مثنوى ص 646 » مراجعه شود . اين سه قسم از حيرت در صورت احساس لزوم وصول به واقعيت ، ناراحت كننده بوده و متحير همواره يك حالت مبارزه با آن را در درون خود احساس مىكند .
قسم چهارم - دوشادوش معلومات و آگاهىهائى كه در درون آدمى وجود دارد ، حيرتهائى نيز اگر چه در پشت پردهء آگاهيها وجود دارد .
چنان كه در تفسير و نقد و تحليل مثنوى ج 6 ص 647 توضيح دادهايم دوشادوش اطلاعات و دانستنى - هاى غرور انگيز آدمى ، حيرتهائى بروز مىكند كه آن غرور را مىشكنند و نوعى تواضع و فروتنى در برابر واقعيات پشت پرده ايجاد مىنمايند . كسانى كه هرگز از اين گونه حيرتها در خود احساس نمىكنند ، در محاصرهء معلومات و آگاهيهاى خود سرگرم و دلخوشند . اينان از بروز حيرتهاى فعال در ذهن چنان مىترسند كه مردم عامى از شك و ترديد .
قسم پنجم - حيرتهاى ما فوق دانش و انديشه
كه عبارتند از آن پديدههاى ابهام انگيز كه پس از عبور از دانشهاى مربوط به موضوعات و روابط معين در ذهن نمودار مىگردند . در اين مرحله دو نوع حيرت ديده مىشود :
نوع يكم - حيرت ايستا
و منفى كه از احساس وصول به بن بست در شناختها بوجود مىآيد و از حركت متفكر به جلو مانع مىگردد . اينان همان متفكران هستند كه پايان دانشها را شك و ترديد و توقف ذهن تلقى نموده ، حتى آن مراحل از دانشها را هم كه سپرى نمودهاند ، با شك و ترديد و حيرت مشوش و تاريك مىسازند . از اين نوع است شك و ترديدها و حيرتهائى كه بدون سابقهء علمى و آگاهى از واقعيتها در ذهن برخى مردم بوجود مىآيد ، اين شك و ترديد و حيرتها كه معلول جهل است ، گاهى بجاى شك و حيرتهاى فلسفى عامل تسليت و دلخوشى براى نادانان مىباشد آنان براى تثبيت نادانى