تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
خود به اظهار حيرت بعضى از شخصيتهائى مانند خيام تكيه ميكنند و مىگويند : بله ، خيام همچنين و چنان گفته است . بله ما در اين دنيا از واقعيتها بيخبريم . پاسخ اين نادانان اينست كه به آنان گفته شود :
تو بيخبرى بيخبرى كار تو نيست هر بى خبرى را نرسد بيخبرى
برو درس بخوان و تلاش كن و ببين مىتوانى خبرى بدست بياورى يا نه .

نوع دوم - حيرت پويا و مثبت

- اين نوع از حيرت عامل نيرومنديست براى تلاش به ورود در منطقهء موضوعى كه در بارهء آن به حيرت فرو رفته است . اين حيرت پديده ايست مخلوط از احساس عظمت و جاذبيت در موضوعاتى كه ما فوق اصول و قوانين دانشهاى رسمى است . در اين مقام والاى معرفت تضادهاى مراحل دانش در يك وحدتهاى عالى مرتفع مىگردند .
گه چنين بنمايد گه ضد اين جز كه حيرانى نباشد كار دين نه چنان حيران كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست
( مولوى ) اين حيرت نه تنها از سنخ شك و ترديد نيست ، بلكه ما فوق علم و آگاهى - هائى است كه به جهت محدوديت قلمروى كه دارند ، توانائى اشباع حس اشراف و آگاهيهاى كلى ندارند . در اين گونه حيرت ديدگاه آدمى پهنه اى بيكران است . كه حدود و قيود ماده و ماديات را از افق خود ناپديد مىسازد و يا آنها را آن چنان درخشان و صيقلى مىنمايد كه روح انسان در كيفيتى جامع همهء كميتها غوطه ور مىگردد .

قسم ششم - حيرتى است كه شيخ فريد الدين عطار در ابيات زير آن را بيان مىكند :

مرد حيران چون رسد اين جايگاه در تحير مانده و گم كرده راه گم شود در راه حيرت محو و مات بى خبر از بود خود و ز كاينات هر كه زد توحيد بر جانش رقم جمله گم گردد ازو او نيز هم