تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
از انطباق با واقعيت « اگر آن واقعيت يك امر ذهنى است صحت شناخت در بارهء آن عبارتست از انطباق شناخت با عين همان امر ذهنى و اگر واقعيت يك موضوع عينى است ، شناخت صحيح عبارتست از انطباق با آن واقعيت عينى و اگر واقعيت عبارتست از آنچه كه بشر در زندگى خود بايد انجام بدهد ، شناخت صحيح عبارتست از انطباق آن با آنچه كه در عمل زندگى بايد صورت بگيرد . لذا مىگوئيم : ارزش شناختها در بارهء بايستگىها و شايستگىهاى انسانى كه در مذهب و اخلاق مطرح ميشوند ، قطعا با عمل سنجيده ميشوند . يعنى آن شناختها داراى ارزش واقعى هستند كه در سازندگى انسانى مؤثر بوده باشند . و به همين جهت است كه مىگوئيم : اهميت موضوعى كه براى شناخت مطرح مىشود فوق العاده بالاتر از اهميت خود شناخت است . بطور كلى شناخت يك وسيلهء بسيار ضرورى براى برقرار كردن ارتباط معقول با واقعيات است ، اگر چه از يك بعد هدفى نيز برخوردار مىباشد . اين بعد هدفى عبارتست از آماده كردن ذهن براى بدست آوردن شناختهاى وسيله اى براى درك واقعيات ضرورى و مفيد .

انواع شناختهاى عالى

منظور از اين نوع شناختها ، نوعى فعاليتهاى ما وراى طبيعى در ذهن نيست كه قابل تفسير و توجيه نبوده باشند و در نتيجه براى كسانى كه از تحصيل اين شناختها محرومند ، مورد طرد و انكار قرار بگيرند . دارندگان اين شناختها در طول تاريخ چه در شرق و چه در غرب افراد فراوانى هستند كه نمىتوان آنانرا استثنائى و انسانهاى غير معمولى محسوب نمود . مسئله اينست كه اين گونه معرفتها احتياج به تصفيه‌ها و پاكسازىهاى درونى دارد ، و حتما بايد دست از هواهاى نفسانى و خود خواهىها برداشت تا به چنان معرفتهاى و الا توفيق يافت . و اشخاصى كه توانائى تصفيه درونى ندارند [ كه البته چنين ادعائى با داشتن عقل و وجدان و امكانات تعليم و تربيت صحيح شنيدنى نيست ، ] اين گونه