بشرى به وسيلهء همين پديدهها و نيروها بوده است ، زيرا اشخاصى كه داراى مراتب پستى از آن پديدهها و نيروها باشند ، كاربرد مهمى ندارند . به اضافهء اين كه دارندگان پديدهها و نيروهاى مزبور ، به خوبى مىدانند كه هرگز با داشتن آنها پاسخى براى حس كمالجوئى خود پيدا نكردهاند ، مخصوصا اگر به اين حقيقت آگاه شوند كه ريشههاى اوليهء آنها عوامل جبرى طبيعى است كه نمىتواند به خود آنان مستند بوده باشد . آيا كمال عبارت است از داشتن قدرت بر تصرف و دگرگونى در طبيعت و يا انسانها اين پديده بايد مورد دقت قرار بگيرد ، زيرا چنان كه انواع قدرت بسيار متعدد و متنوع است ، همچنين از نظر استناد به قدرتمند ، به دو نوع اساسى تقسيم مىگردند : نوع يكم - قدرت جبرى طبيعى است كه بدون اختيار و كوشش به دست مىآيد مانند چشمهاى جذاب ناپلئون و داشتن معادن پر قيمت بعضى از جوامع كه به طور طبيعى پيشتازان و حتى افراد آن جامعه را قدرتمند مىنمايد و همچنين قدرتهايى كه به وسيله رويدادهاى خارج از محاسبه و كوشش به دست مىآيد ، مانند بعضى از انتخابات و رويدادهاى ساير جوامع كه در جرز و مد قدرتهاى انسانها و جوامع مربوط به آنها اثر مىگذارد . حتى مردن و از بين رفتن اشخاص قدرتمند مانند مرگ دانشمندى بزرگ در پيشرفت دانشمندان درجهء دوم در اجتماع موثر واقع مىگردد .
اين گونه قدرتها نمىتواند عامل محبت بوده باشد ، زيرا چنان كه روشن است ، استناد به شخصيت و كار و كوشش دارندگان آنها ندارد .
نوع دوم - قدرتهايى است كه تحصيل و به كاربردن آنها مستند به شخصيت آدمى و كار و كوشش او است . اين نوع قدرتها با نظر به هدفگيرى در به كار بردنها به دو قسم اساسى تقسيم مىگردند : قسم يكم - هدفگيريهاى آرمانى انسانى ، مسلم است كه تحصيل قدرت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 41
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤١