تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
همه گير بودن ، قابل مقايسه با بعد معنوى - انسانى او نيست ، پاسخ اعتراض مزبور روشن خواهد گشت . توضيح اين كه چشمگيران بىشخصيت در هر گروه و قلمروى كه باشند ، مىتوانند مردم را از بعد مادى و هوسرانى و لذتجوئى بدام بيندازند و به اصطلاح معمولى اين چشمگيران مىتوانند نبوغ خود را در يافتن رگ ضعيف مردم به كار بسته ، همهء سطوح روانى آنان را اشغال نمايند هنگامى كه موفق به اشغال سطوح روانى مردم معمولى گشتند ، مىتوانند بطور مستقيم يا غير مستقيم و ناملموس در آنان شخصيتى را به وجود بياورند كه خودشان مىخواهند . اكثريت آلمانىهاى دوران هيتلر مخصوصا سربازان و درجه داران ارتشى او نسخهء دوم هيتلر مىگردند ، وقتى كه در سخنرانىهاى او مىنشينند و پاسخ داد و فريادهاى هيتلر را با شعارهاى غير قابل تعبير ولى بسيار جالب مىدهند . در حقيقت اين هيتلر است كه هم سخنرانى مىكند و هم با شعارهاى محرك پاسخ مثبت به خود را مىدهد . اشعث بن قيس احمق هم از آن تفاله‌هاى متحرك بود كه هر چه گام در زندگى برميداشت ، راهش را به زباله دان تاريخ نزديكتر ميكرد ، نه شخصيتى در جاهليت داشت كه اقلا مانند لبيد بن ربيعهء عامرى و قس بن ساعدهء ايادى و سيف بن ذى يزن و نابغهء ذبيانى و ساير شخصيتها از امتيازى برخوردار بوده باشد و نه پس از طلوع اسلام گامى در راه انسانشدن برداشت كه موجوديتش را با آن گام تفسير و توجيه نمايد . اين تفالهء جاهليت و اين كور غوطه ور در ظلمتها سر از لجن بلند نكرده به امير المؤمنين غوطه ور در نور الهى و نمونهء تمام عيار انسانيت ، نفع و ضرر تعليم مىفرمايد اين سرچشمهء شر و فساد اقلا اين اندازه هم نمىفهمد كه اگر جمله اى كه امير المؤمنين فرمود ، ابهامانگيز به نظر برسد ، بايد از آن حضرت توضيح بخواهد كه مقصود از اين جمله چيست نه اين كه قيافهء اعتراض به خود گرفته و براى امير المؤمنين تعيين تكليف نمايند و آنگهى داستان اعتراض آن حضرت در بارهء حكميت بقدرى شايع بود كه همه