در قرآن مجيد بيش از 60 آيه در اين باب آمده است كه ايمان مقرون با عمل را مطرح نموده ، وصول به امتيازات هر يك را مشروط به ديگرى معرفى مىنمايد .
توضيح - از اين آيات روشن مىشود كه ايمان و ديگر حالات روانى مثبت در بارهء دين كه عامل رشد انسانى است ، بدون عمل به هيچ نتيجه مطلوب نخواهد رسيد . معرفت محض و لذائذ روحى كه ناشى از توجه به خدا مىشود و ساير انبساطهاى روانى ، به عبارت عاميانه همان حلوا حلوا گفتن است كه تنها لذت تذكر و حالت خوش ذهنى را نتيجه مىدهد نه طعم عين حلوا را .
از طرف ديگر عمل بدون معرفت و ايمان ، يك پديدهء بىاساسى است كه مولود عوامل بىمحاسبهء طبيعت و ديگر انسانها است كه با انجامدهندهء عمل ارتباط برقرار مىكنند . بنا بر اين ، صحيح است كه بگوئيم : در دين اسلام : عمل بدون معرفت و ايمان ، همان مقدار بىنتيجه است كه معرفت و ايمان بدون عمل .
ما در اين مبحث نيازى به تفصيل در بارهء معرفت و عمل از ديدگاه تاريخ و مكتبهاى انسان شناسى نداريم ، زيرا به هر دوره اى از تاريخ كه مىنگريم و هر جامعهء انسانى را كه مورد مطالعه قرار مىدهيم ، اصلى روشنتر از اين نمىبينيم كه معرفت و ايمان مجرد به يك آرمان و هدف ، نتوانسته است عامل رشد و بقاى انسانها بوده باشد . چنان كه هيچ نوعى از اعمال و كوششهاى آدمى بدون معرفت و ايمان به موضوعات آرمانى و هدفگيرى شده ، نتيجه اى در پيش برد انسانها نداشته است . و هر مكتبى كه يكى از اين دو حقيقت ( معرفت و ايمان يا عمل ) را براى حيات تكاملى انسانها كافى بداند ، در حقيقت معتقد است كه پرنده مىتواند با يك بال به پرواز در آيد يا چنان كه مثل معروف مىگويد : كسى كه معرفت و ايمان را كافى مىداند ، مانند اينست كه معتقد شود انسانى بىپا با داشتن چشم مىتواند راه برود و اگر عمل محض را كافى مىداند نظير اينست كه بگويد : انسان نابينا مىتواند راه خود را
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 23
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣