در اين صورت قرآن كتابى خواهد بود كه براى زينت طاقچه و تبرك در جشنهاى عروسى و قرائت به اموات به درد مىخورد . اگر بگوئيد ملاك ممنوعيت اندوختن و متراكم ساختن طلا و نقره ، ركود جريانات اقتصادى و شيوع فقر و فلاكت است ، بنا بر اين آيهء فوق شامل ممنوعيت ركود هرگونه وسيلهء مبادلات و اركان جريانات اقتصادى است كه به ضرر جامعه منجر مىگردد . در برابر اين تفسير خداپسندانهء شما خواهد گفت : اين تعميم را از كدامين الفاظ آيهء فوق استنباط مىكنيد پاسخ شما اين است كه احتياجات مردم در قلمرو زندگى يك پديدهء شايع است ، مصرفكردن طلا و نقره و به جريان انداختن هر گونه ركن اقتصادى كه برطرفكنندهء احتياجات مردم است ، انفاق فى سبيل الله ناميده مىشود و با نظر به تنوع احتياجات و تنوع عوامل مرتفعكنندهء آنها ، انفاق عموم وسايل و عوامل برطرفكنندهء آن احتياجات واجب مىشود و اندوختن و متراكمساختن آن وسايل و عوامل ممنوع مىگردد . بدون ترديد قيافه آن نابخرد خودپرست گرفته و هنگامى كه با شما خداحافظى مىكند اين پاسخ حماقتآميز را خواهد گفت كه : مگر قرآن همهء احكام را متذكر شده است و اگر بهره اى از تاريكىهاى روشنفكرمآبان داشته باشد ، خواهد گفت : آقاى عزيز ، قرآن هزار و چهارصد سال پيش ظهور كرده است و امروز مسائل اقتصادى بايستى مطابق نظرات كنه و كينز و آدام اسميت تنظيم شود .
39 - و لا عندهم انكر من المعروف و لا اعرف من المنكر ( در نظر اين خودپرستان بيگانه از خوب و بد ، چيزى ناشناخته تر و بدتر از نيكوئىها و شناخته تر و بهتر از بديها وجود ندارد )
20 - براى خودپرستان خودمحور ملاك خوبى هر چيز مطابقت كيفيت و كميت آن چيز با هدفگيريهاى آنان است و ملاك بديها عدم موافقت هر چيز با هدفگيرى آنان مىباشد
تاكنون در بارهء تعريف خوبى و بدى مسائل زيادى پيش كشيده شده