شكنجه زاترين مرگ تلقى خواهند كرد .
15 - عم بما في عقد الهدنة ( و به آنچه در پيمان صلح است ، نابينا است )
3 - براى اين نادانان خودپرست برقرارى صلح و صفا در ميان مردم ، دوزخى است سوزان كه زبانه هايش همهء سطوح موجوديت آنان را فرامىگيرد .
اين نادانهاى خودپرست در راه عشق به خود طبيعى و متورمساختن آن ، به عامل منفىكننده دوم نيز تن در مىدهند . عامل دوم منفىكننده عبارت است از وحشت از واقعيات .
زيرا آنچه كه مىتواند با واقعيات ارتباط برقرار كند ، خود حقيقى آدمى است ، نه خود طبيعى تورم يافته كه به اصطلاحى ديگر خود مجازى ناميده مىشود . ندانستن واقعيات در صورت فقدان شرايط دانستن ، نه ضررى بر خود حقيقى آدمى وارد مىآورد و نه آسيبى آگاهانه و آزار اختيارى به جامعه مىرساند ، آنچه كه فرد و جامعه را به تباهى مىكشاند ، گريز آگاهانه و از روى اختيار از واقعيات است كه عاملى جز خود محورى جاهلانه ندارد .
به همين جهت است كه نادانهاى خودمحور همواره تاريكىها را مىجويند و در تاريكىها زندگى مىكنند و در تاريكىها مىميرند . آشوبها و فتنه هايى كه رنگ الگوها و معيارها و آرمانها را در جامعه مات مىسازند ، براى اين تبهكاران يك پديدهء آرمانى است كه اگر آن را در رؤياى شبانگاهى كه در روى متعفنترين مواد خوابيده باشند ، ببينند ، بيدار شدن از آن خواب را مساوى شكنجه زاترين مرگ تلقى خواهند كرد .
برقرارى صلح در جامعه همه چيز را آن چنان كه هستند مىنماياند ،