داد و فرياد دسته جمعى شنيده شده است . همهء اعتراضات و سروصداهاى مثبت كه تاكنون صورت گرفته ، منحصر به آب و نان و ديگر وسائل حيات معمولى طبيعى بوده است . در اينجا به ياد جملهء آن متفكر انسانشناسى مىافتيم كه مىگويد : « اگر يك صدم آن اشكهائى كه براى شكمهاى گرسنه و بدنهاى برهنه ، ريخته شده است ، به ارواح گرسنهء انسانيت و برهنه از اصول عالى انسانشدن ريخته مىشد ، نه شكم گرسنه اى پيدا مىشد و نه بدن برهنه اى و نه روحى كه در آتش جهل و خودخواهى زبانه بكشد . » به همين جهت است كه داد و فريادهائى كه به انگيزگى پاسدارى از انحراف حيات معقول انسانها ، زده شده است ، در صفحات كتابهائى مانده است كه در گوشه اى از كتابخانهها در سكوت مرگبار به سر مىبرند . فريادهائى را كه در مقابل دو علت فوق كه مثبت مىباشند ، به راه مىافتند ، مىتوانيم با صراحت كامل منفى بناميم ، از جملهء اين نوع منفى : 3 - اعتراضاتى است كه در اين جمله خلاصه مىشود : « كه مىخورند حريفان و من نظاره كنم » اين فرياد زنندگان هرگونه نمودها و فعاليتهاى اجتماعى را كه با نيتهاى پاك و با تمام خلوص و در كمال عظمت از طرف رادمردان و انسانهاى بزرگ در جامعه به وجود مىآيد ، مانند آن شراب مست كننده تلقى مىكنند كه نمىتوانند زندگى خود را بدون آن تفسير نمايند . و منظورشان از حريفان ، امثال خودشان هستند كه صورت آنان را در آينهء پيش روى خودشان مىبينند . چونان سرباز چنگيزى كه شيخ عطار نيشابورى را هم يك حيوانى مانند خود تلقى مىكند .
4 - داد و فريادهائى است كه از روى ناآشنائى با واقعياتى كه دانايان با آنها روبرو هستند به راه مىافتند . همانند فريادهاى حضرت موسى ( ع ) كه در برابر كارهاى خضر ( ع ) بلند شده بود . اين گونه فريادها كه از روى ناآشنائى با واقعيات برآورده مىشوند ، دليلى بر پليدى و سوء نيت نيست ، مگر آنكه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٦