قسمتى از نامه امام سيدعبدالحسين شرف الدين :
. . . اگر بخواهيد دربارهء عظمت شما سخنى بگويم بايد نيروى بيان معجزهآساى خود را به من عاريه دهيد . . .
* * * سيد موسى ، آل بحرالعلوم طباطبايى ، در نامه خود به مؤلف مىنويسد :
من هنگامى كه در ايران ، در شهر قم به خدمت حضرت آيتالله بروجردى شرفياب شدم ايشان نخست از كتاب صوت العدالة الانسانيه از من سؤال كردند . ديدم كه ايشان چنان تحت تأثير اين كتاب قرار گرفتهاند كه نسبت به هيچ كتابى سابقه نداشت . به من دستور فرمودند كه برداشتهاى منصفانه شما را از تاريخ و حالات امام ، مورد تقدير و تشكر قرار دهم و واقعبينى و حسن سلوك شما را بستايم .
ايشان مىخواستند كه به دست مبارك خويش نامهاى براى شما بنويسند ، اما ارتعاش دستِ ايشان ، مانع از آن بود .
من بعد از آن كه اين كتاب پر ارزش را به دست آوردم ، با همه اطلاعاتى كه در زمينه موضوع كتاب دارم ، به مطالعه آن پرداختم . خوشبختانه ، عصر ما عصر درخشان تحقيق و كشف حقايقى است كه همچون گنجينهها از ديد مردم پنهان است . بدينسبب ، مردان بزرگ تاريخ ناشناخته ماندهاند . همه دانشمندانى كه در اين زمينه كار مىكنند و به اندازه توانايى و همت خود حقايق را كشف مىنمايند مورد احترام هستند . اما اى جرج ، سهم تو در اين ميان ، از همه بيشتر و هدف تو عاليتر است !
من به همراه گروه كثيرى از دانشجويان و متفكران نجف و ايران ، كتاب پرارزش ترا تحسين مىكنيم و اميدوارم كه نسلهاى آينده ، با
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2351
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٣٥١