در اين شهر ، حوران و غلامان و هر چه بخواهى هست ، البته نه براى توده مردم ! »
يكى از همان غوطهوران در ناز و نعمت مىگويد :
« آيا در روى زمين جايى همچون بغداد ديدهاى ؟ بغداد بهشت روى زمين است !
زندگى در بغداد ، لذّت بخش و نهال آن سر سبز و خرم است . اما زندگى در جاهاى ديگر ناگوار و ناخوشايند است .
در اين شهر عمرها دراز است ، زيرا خوردنيهاى آن گوارا است . طبيعى است كه بعضى از نقاط زمين از جاهاى ديگر بهتر است . »
ما نمىگوييم بغداد در عصر عباسيان يا در زمانهاى ديگر ، نبايد بهشت روى زمين يا مركز نعمت بوده باشد ، چه مانعى دارد كه زندگى در بغداد لذّتبخش و درختان آن با طراوت و غذاى آن گوارا و عمرها در آن طولانى باشد ؟ اينها هيچ اشكالى ندارد . انسان همواره مىكوشد كه در خوشى به سر برد و در بهشتى زندگى كند كه در آن زنان خوشرو ، شكوفهها و گلها و ميوهها و هر نعمت خوبى كه خدا آفريده است ، فراوان باشد . اينها حق انسان است . ولى آيا اين منصفانه است كه ميليونها تن از فرزندان ملت ، گرفتار گرسنگى و برهنگى باشند و جان بسپارند و از بغداد و زيباييهاى آن محروم مانند ؟ !
آرى طبقه ثروتمند حق دارند كه در اين نعمتها غوطهور شوند . اما به شرط آنكه ابوالعتاهيه شاعر ، خليفه بغداد را از زبان صدها هزار نفر محروم و پريشان ، مخاطب قرار ندهد و نگويد :
« چه كسى نصايح من را به گوش خليفه مىرساند ؟
مىبينم كه بهاى همه چيز براى مردم سنگين و رو به افزايش است .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2115
مساهمون: جورج جرداق
ص٢١١٥