خوردنها و خوابيدنها و لذتجويىها و فرار از دردها و خودخواهىها ، و گستردن ارتباطات و ابعاد با طبيعت و انسانها ، فلسفه و هدفى از خود آنها پيدا كنيم . چنان كه از هيچ يك از مكتبها و فلاسفه و دانشمندان هم مطلب روشن و قانعكننده اى در اين موضوع بدست ما نرسيده است . البتّه هرگز ادّعا نمىكنيم كه تتبّع ما شامل همهء مغزهاى بشرى بوده است ، ولى مىتوان گفت : اگر يك حقيقت قانعكننده اى در اين موضوع حياتى وجود داشت ، نمىتوانست از زير نظر تتبع و بررسى محققان دور بماند . هر كسى موظف است در بارهء فلسفه و هدف حيات خود به پاسخ رضايت بخشى برسد ، ولى بايد بدانيم كه با نظر به خود شئون حيات طبيعى ، هيچ فلسفه و غايتى براى اين حيات جز احتياجات طبيعى و لزوم اشباع آنها ، وجود ندارد . بلكه بايستى براى داشتن آن حيات كه قابل تفسير با فلسفه و هدف معقول بوده باشد ، دست به ساختن زندگى زد . جرعههاى آن حيات كه طبيعت و قوانين آن در گلوى آدمى بريزد فلسفه اى جز جريان ضرورى خود آن قوانين ندارد ، وقت و انرژى مغزى را نبايد بيهوده در اين جستجو صرف كرد كه شبيه به دويدن دنبال سايهء خويشتن مىباشد ( 1 ) . آيهء چهارم كه مورد بررسى ما است ، بطور قاطع و صريح مىگويد : خودتان را براى پيدا كردن يك فلسفه و هدف عالى براى چند كاسه آبگوشت و چند بشقاب پلو و لحظه هايى خنديدن و مقدارى گريستن و چند بار عمل جنسى و غوطه خوردن در خيالات و سپس رهسپار شدن زير خاك خسته و درمانده نكنيد . ولى همين حيات طبيعى اگر با ديدهء وسيله و مقدمه براى حيات طيّبه ( پاكيزه ) اى كه در همين دنيا با دست خودتان بايد بوجود بياوريد ، نگريسته شود ، هر لحظه اى از آن ، فلسفه اى در بر دارد و هدفى كه رو به آهنگ اصلى عالم هستى مىرود : * ( مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ) * ( 2 )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢١٧
هامش
( 1 ) اين مبحث ( فلسفه و هدف زندگى ) را در تفسير خطبههاى آينده نيز مطرح خواهيم كرد ) .
( 2 ) النحل آيهء 97 .