بدين گونه عايشه مردم را به كشتن على ( ع ) تحريك كرد . او بيعت با على ( ع ) را بدون « مشورت مردم » ، و با خشموزور مىداند . و مىگويد على ( ع ) چون در ريختن خون عثمان شريك بوده ، بايد كشته شود . على ( ع ) ابداً نبايد در شوراى جديد خلافت شركت جويد ، زيرا او در قتل عثمان شريك بوده است !
حاضرين از گفتار عايشه سخت برآشفتند و به او اعتراض و حمله كردند . در ميان معترضين احنف بن قيس و جارية بن قدامهء سعدى حضور داشتند . جاريه جلو آمد و پس از پايان خطبهء عايشه ، به او گفت : « اى امّالمؤمنين ، به خدا سوگند كشته شدن عثمان در مقابل بيرون آمدنت از خانه و نشستن بر اين شتر نامبارك و در برابر شمشير قرار گرفتنت ، كماهميتتر است ! زيرا خداوند براى تو حجاب و حرمتى قرار داده كه با دست خود آن را از بين بردى و پردهء حرمتت را دريدى . براى اينكه هر كس تو را در جنگ مىبيند ، كشته شدن تو را هم خواهد ديد . اگر با ميل خود پيش ما آمدهاى ، به خانهات باز گرد و اگر آمدنت از روى اجبار و اكراه باشد ، از مردم كمك بگير و به خانهء خود برگرد ! »
عدهاى طلحه و زبير را تحت فشار قرار دادند . اختلاف بالا گرفت ؛ اما گفتگوى طولانى سودى نبخشيد و تنها آن سه تن را خشمگينتر و نسبت به جنگ ، راغبتر ساخت .
عايشه فرماندهى عالى جنگ را به دست گرفت و در پيشاپيش لشكر ، نشسته بر شتر به سمت سپاه على مىرفت . از اينرو اين نبرد ، « جنگ جمل » نام گرفت .
عايشه فرمانهاى جنگى را صادر مىكرد و فرماندهان ردهء دوم را
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1862
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٦٢