چه بودى اگر هر زمان چون على * يَلى زادى از مادر روزگار
ترازوى عدلى چنان مستقيم * ستون امانى چنان استوار
مكارم ، همانگونه آرامبخش * مواعظ ، همانگونه آموزگار
همانگونه از ظلم بنياد كن * همانگونه با زخم مرهم گذار
به مغز عظيمش همان عزم جزم * به كف كريمش ، همان ذوالفقار
همانگونه همچون قضا و قدر * كماندار پيكار پروردگار
كه بر كندى از سينهء دوست دق * برآوردى از جان دشمن دمار !
* * * توضيح شماره ( 4 ) مربوط به صفحه 177
زهد در جهانبينى اسلام
مؤلف محترم در فصل « از اينجا » مطالبى را مطرح ساخته است كه بهقول خود شايد مورد پسند همه نباشد ، چرا كه او بر خلاف « وعاظ السلاطين ! » و كسانى كه بهغلط خود را به اسلام بسته و حقايق اسلامى را وارونه جلوه دادهاند ، اهميت نان و معاش را در زندگى بشرى نشان داده است . . .
و البته كسانى كه بهنام اسلام مردم را به ترك كار و كوشش و بهزهد مصطلح دعوت مىكنند ، حقيقت اسلام و معنى زهد از نظر پيشوايان را نفهميدهاند . آنهايى كه مىگويند بايد با سختى و رنج ساخت ! و معنى صبر را كه استقامت در برابر مشكلات زندگى است ، به تحمل بدبختى و رنج و ستم و دم برنياوردن ، تفسير مىكنند ، از اصول اسلام بىخبرند . و آن كسانى كه بهجاى كار و كوشش فقط به دعا و ذكر و تسبيح چسبيدهاند و مردم را هم به آن دعوت مىكنند ، راه پيشرفتهاى اقتصادى دشمنان مسلمانان را باز مىنمايند و درنتيجه به اسلام و مردم مسلمان خيانت مىورزند ! ما در اينجا براى تأييد مؤلف و نشاندادن نظريه