قرآن مجيد صريحاً كشتن عيسى را منكر شده ؛ يعنى هيچگونه دست تعدى به سوى او بدينترتيب دراز نگشته است . اما انجيلهاى فعلى عيسى را از هر جهت بر خلاف قرآن تعريف مىكنند . انجيلهاى فعلى عيسى را در صورت يك دزد ترسوى فرارى ترسيم مىكنند كه يهوديان در حال فرار او را دستگير نموده ، اهانت و استهزا مىكنند ، آب دهان به صورتش مىافكنند ، به سر و صورت او سيلى مىزنند تا آنكه در جلو چشمان مردم در ميان دو نفر دزد به دارش مىزنند ، عيسى جزع و فزع مىكند و فرياد مىكشد .
اين داستان خندهدار را در انجيل متى بخوانيد كه پس از آيهء مربوط به جزع و فزع عيسى از ترس مرگ ، آن را نقل كردهاند . « 1 » او سپس به شاگردان خود رو كرده ، از بالاى دار تقاضا مىكند كه : « جايى نرويد و در همينجا با من شب را به صبح برسانيد . » او سپس صورت خود را پايين مىآورد و مىگويد : « اى پدر ، اگر ممكن باشد اين مصيبت را از من بردار . . . و اين پياله از من بگذرد . »
در انجيل متى دربارهء دار زدن مسيح مىگويد : « سپاهيان والى ، عيسى را به ديوانخانه بردند و تمامى فوج لشكر را گرد وى فراهم آوردند . سپس او را عريان ساخته ، لباس قرمزى به دو پوشانيدند ، تاجى از خس و خار بر سرش گذاشته ، نىاى به دست راستش دادند ، پيش روى وى استهزاكنان مىگفتند : سلام اى پادشاه يهود . آب دهان به رويش انداخته ، نى را گرفته بر سرش مىزدند . بعد از آنكه او را استهزا كرده بودند ، آن لباس ( قرمز ) را از وى كنده ، لباس خودش را پوشانيدند و او را به جهت مصلوب نمودن بيرون بردند . . . .
آنگاه دو دزد ، يكى از طرف راست و ديگرى از چپ با وى مصلوب شدند .
رهگذران سرهاى خود را جنبانده ، كفرگويان مىگفتند : اى كسى كه هيكل را خراب
هامش
( 1 ) . انجيل متى ، باب 27 به بعد .