مدينهاى كه اكنون مهمان من است - / مناظره نماييد . فردا صبح زود حاضر بحث شويد و هيچكدام از شماها تخلف نورزد . . . همگى قبول كردند و سر به اطاعت گذاردند .
نوفلى گويد : ما در حضور امام عليه السلام بوديم كه « ياسر » پيشكار مخصوص حضرت وارد اتاق شد و به عرض رسانيد : مأمون سلام رسانده و مىگويد ارباب ملل و صاحبان مذاهب مختلف و دانشمندان كلامى مسلكهاى گوناگون ، فردا در مجلس من حضور خواهند داشت ، اگر ميل داريد كلام و حرفهاى آنها را بشنويد ، فردا در مجلس تشريف داشته باشيد و اگر بىميل باشيد زحمت نكشيد و اگر خواستيد ما به حضورتان مىرسيم ، اين كار براى ما آسان و ميسور است .
حضرت در جواب پيغام فرمودند : به مأمون سلام مرا برسان و بگو : منظور تو را فهميدم ، انشاءاللَّه فردا به طرف شما مىآيم .
نوفلى گويد : وقتى ياسر رفت ، حضرت رو به من كرد و فرمود : شما عراقى هستيد و ذكاوت و فهم عراقىها خوب مىباشد ، مىدانى منظور عموزادهات از گرد آوردن اين همه علما و دانشمندان و ارباب ملل از اهل توحيد و مشرك چيست ؟ گفتم : لابد مىخواهد شما را امتحان نمايد و مقدار معلومات شما را بداند ، ولى اين عمل وى بسيار بىاساس و نااستوار است . فرمودند : چرا ؟ گفتم : به علت اينكه اهل كلام ، مردمان جدلى و مغالطهاى هستند ، تنها به ادعا توجه نمىكنند ، هرگاه به آنها احتجاج شود كه خدا يكى است ، مىگويند : يگانگى خدا را ثابت كنيد و اگر گفته شود محمد صلى الله عليه و آله پيامبر خداست در جواب گويند : پيامبرى وى را اثبات نماييد و طرف را به حيرت مىاندازند ، در حالى كه شخص مشغول اثبات مدعاى خود است ، به مغالطه پرداخته ، حرفش را از دست او گرفته و به وادى ديگر مىكشانند ؛ پس خوب است از مباحثه با آنان صرفنظر كنيد و كنارهگيرى نماييد .
حضرت تبسمى كردند و فرمودند : نوفلى ، مىترسى ايشان حجت و دليل مرا قطع نمايند و مرا محكوم كنند ؟ گفتم : نه به خدا قسم ، من از آن جهت نترسيدم ، من بسيار
التوضيح في بيان ما هو الانجيل ومن هو المسيح (پژوهشى درباره انجيل و مسيح) (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء
ص٦٤