پيچيده شده است و مسلمين همه گناهكارند . »
هوول ( كشيش انگليسى ) در كتاب خود اثبات كفاره كه در « لاهور » منتشر شده مىنويسد : « مسلمين كاملًا جانى و شيطان هستند . » كشيش ديگرى به نام « راوس » مىنويسد : « محمد يك جانى جهنمى است . » و راوكلين ( ميسيونر ديگر ) در كتاب خود مىنويسد : « محمد پس از مرگ به جهنم رفت . » و يك مبشر آمريكايى به نام « تاگارداس » مىنويسد : « محمد گناهكار بود . » و ويليام روارت مىگويد : « محمد رهبر اشقياست . » در كتاب تفتيشالاسلام كه به قلم كشيشى به نام « روچرس » نوشته شده به اين جمله برمىخوريم : « محمد پيغمبر ساختگى بود . . . . » « 1 » * * *
با اين شواهد - كه به طور نمونه ذكر شد - آقاى سهيل آذرى و هر مسيحى باانصاف ديگر بايد خود قضاوت كند كه ادامهء عناد و دشمنى ( مربوط به قرون وسطى كه آتش آن توسط پدران روحانى مسيحى افروخته شد و ثمرهاى به نام جنگهاى صليبى به وجود آورد و هزاران جنايت و خيانت و آدمكشى و وحشىگرى را در كنار صفحات سياه انگيزيسيون از خود به يادگار گذاشت . . . ) از طرف چه كسانى است ؟
البته ما شرم داريم كه بيش از اين به اين اراجيف و اباطيل منتشر شده از طرف مسيحيان در سراسرِ عالم ، عليه اسلام اشاره كنيم و با اين وضعى كه هماكنون در كشورهاى آسيا و آفريقا ادامه دارد ، تازه آقاى آذرى مىنويسد : « خوددارى و تعرض به معتقدات دينى ديگران ، اساس كار ما در ايران و سراسر جهان را تشكيل مىدهد . » البته باز جاى شكرش باقى است كه ايشان از نظر شخصى ، اين قبيل مبشران و مروجان را سزاوار كيفر مىدانند .
ولى در جايى كه كليسا و واتيكان بخواهد با مقدسات مذهبى ديگران بازى كند و
هامش
( 1 ) . لرد هدلى ، نداى اسلام در غرب ، ص 33 - 34 .