آن گوشههايى از تاريخ پطرس و پولس و شاگردان آنهاست كه البته به طور كامل هم نتوانسته حق مطلب را ادا كند . . . .
آرى ، چنين است وضع منابع اصلى و اصول اساسى مسيحيت كه كوچكترين استحكام و اعتبارى ندارند .
اشكالات كودكانه
اين مبلغين و مبشرين شوم كه به آفاق پراكنده شدهاند و در اين اواخر به مراكزعراق ، مصر و ايران هم روى آوردهاند و سرمايهء دروغ و بار بىحيايى را با خود به هر كجا كه مىروند ، مىبرند و مردم را به آيين خوك و خمر و ترويج كالاى مكر و تزوير مىخوانند و گاهى براى تشويق اذهان مسلمانان عوام و ساده ، كلماتى مطرح مىكنند تا رشتهء ايمانشان سست و گسسته گردد و البته اين سخنان ، خيلى ناچيزتر از آن است كه ذكرى از آنها بشود و كمتر از اين است كه در اينجا نقل گردد ، به طورى كه جواب آن شبهات پوچ و بىپايه ، حتى به مردم عوام نيز در سايهء فضل خداوند - كه صفاى قريحه و سلامت فطرت و حسن ذوق به ايشان داده است - پوشيده نيست .
مثلًا مىگويند كه محمد صلى الله عليه و آله نزد مسلمانان حبيباللَّه است ، در صورتى كه عيسى طبق اقرار خودشان روحاللَّه است و روح از دوست شريفتر و عزيزتر است ، در صورتى كه ترديدى نيست كه هر مسلمانى به خوبى به اين مغلطه واقف است :
اوّلًا ، حبيب از روح عزيزتر است و خيلىها روح خدا را در راه حبيب فدا كردهاند ، همچنان كه در راه عِرض و شرافت نيز روح را فديه مىدهند .
ثانياً ، منظور از اين قول كه عيسى روحاللَّه است ، نه چنين است كه خداوند تبارك و تعالى را بدن و جسمى مانند ابدان و اجساد ماست ، تا عيسى روح همان بدن باشد كه خدا با آن احساس مىكند و مىفهمد و قدرت انجام امور را دارد ، بلكه حتماً مقصود اين است كه عيسى از نفخهء خداوندى در رحم مريم پديد آمده و از اين نفخه ، بدن