تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الجمل والعقود في العبادات ( عربي - فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
اما ايامى كه روزه در آن متعين نباشد ، پس هر گاه يكى از مفطرات مذكور ، با آن تصادف نمايد روزهء آن روز باطل گردد ولى كفاره گردن گير وى نشود : و اين ، مانند روزهء قضاى واجب ، يا روزهء مستحب ، و امثال آن است . و اما آن چه امساك و خوددارى از آن واجب ، گو اينكه مفسد روزه نمىباشد : كليهء محرمات و اعمال قبيحه است بجز آن چه ياد كرديم ، چه اين كه به احترام روزه اجتناب از آنها مؤكدتر است . اما آن چه امساك از آن استحباب دارد دوازده امر است : 1 - انفيه كشيدن [ 1 ] 2 - سرمه كردن به آن چه در آن صبر و عنبر و مشك است . 3 - خون گرفتن به وجهى كه موجب ضعف گردد [ 2 ] . 4 - استحمام نمودن به طورى كه منجر به ضعف گردد 5 و 6 - بوييدن گل نرگس ، و گياههاى خوشبوى . 7 - شاف كردن با اشياء جامد 8 - قطره چكانى روغن در گوش . 9 - تر كردن جامه بر تن . 10 - 12 بوسيدن [ 3 ]
هامش
[ 1 ] - شافعى انفيه را در صورتى كه به دماغ برسد باعث بطلان روزه مىداند . [ 2 ] - حجامت كردن را احمد ، داود ، اوزاعى ، اسحاق بن راهويه ، مفطر روزه و مالك ، شافعى ، سفيان ثورى مكروه و ابو حنيفه و اصحابش نه مفطر و نه مكروه مىدانند . [ 3 ] - مؤلف ، در خلاف بوسيدن را تنها براى جوان مكروه دانسته نه براى پير و اين قول ابن عمر و ابن عباس است . شافعى گفته است : اگر محرك شهوت باشد بر هر دو مكروه و الا بر هيچ كدام مكروه نيست . مالك و عمر بن خطاب آن را مطلقا مكروه و ابن مسعود مطلقا غير مكروه دانسته است .