تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الجمل والعقود في العبادات ( عربي - فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
6 - بخواب رفتن جنب تا طلوع فجر ، پيش از غسل كردن ، پس از آن كه يك بار بيدار شده باشد [ 1 ] . 7 - جستن آب ، به گلوى صائم هنگامى كه به قصد تبريد ، و نه براى مضمضه و استنشاق نماز ، آب در دهان بگرداند [ 2 ] . 8 - تنقيه كردن با مايعات [ 3 ] .
هامش
[ 1 ] - اين حكم نيز از مختصات فقه شيعه است . [ 2 ] - در اين مورد ، شافعى مىگويد : اگر با توجه به روزه داشتن با اصرار و مبالغه ، آب در دهان بگرداند و به گلو برسد مبطل روزه است و اگر هنگام مضمضه و استنشاق يا غير آن ، آب به گلو جستن نمايد بنا به يكى از دو قول وى ، مبطل و بقول ديگر او مبطل نيست . مالك ، ابو حنيفه و مزنى موافق قول اول و اوزاعى و احمد و اسحاق موافق قول دومند . ابراهيم نخعى و ابن ابى ليلى گفته اند : اگر مضمضه و استنشاق ، براى عمل نافله باشد موجب بطلان روزه ، و اگر براى عمل فريضه باشد موجب بطلان نيستند . و اين ، قول ابن عباس است . [ 3 ] - شافعى ، ابو يوسف و محمد بن حسن ، تنقيهء با مايعات را اگر به جوف برسد مفطر و حسن بن صالح بن حى آن را غير مفطر ، مالك مايع قليل را غير مفطر و كثير را مفطر مىداند و اما ابو حنيفه مانند اماميه مطلقا آن را مفطر روزه مىداند . بايد توجه داشت كه مؤلف ، در اينجا قى كردن از روى عمد را در رديف آن چه باعث قضاء بدون كفاره است نياورده با اين كه در نهايه و خلاف ، آن را ذكر نموده و در خلاف مىگويد : ابن عباس و ابن مسعود آن را مفطر نمىدانند عطا و ابو ثور آن را موجب قضا و كفاره و ساير فقها مانند اماميه آن را فقط موجب قضا مىدانند .