تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
مأمون خشمناك شد و غلامان را طلبيد و گفت اكنون آب انار حاضر كنيد زيرا چاره‌اى جز نوشيدن آن نداريم آنگاه عبد اللّه مىگويد : مأمون به من دستور داد انارى حاضر كنم و گفت آن را به دو دست خود بفشارم چون آب انار را گرفتم مأمون آن را به حضرت داد و ايشان آن را نوشيد و اين نوشيدن اسباب رحلت حضرت را فراهم ساخت . و دو روز بعد رحلت فرمود . ابا صلت هروى مىگويد : بعد از آنكه مامون از خدمت حضرت بيرون رفت ، پيش حضرت رفتم ، فرمود : كار خود را كردند و پيوسته ستايش خداى را به جا آورد . محمّد بن جهم مىگويد : امام رضا عليه السّلام انگور بسيار دوست داشت و آن‌ها كه نقشهء قتل حضرت را كشيده بودند مقدارى انگور براى حضرت آماده و زهر را با سوزن‌هاى كه آلوده به زهر بودند از جاى جدا شدن انگور از شاخه داخل انگور فرو بردند و حضرت آن انگور را تناول كردند و به موجب آن زهر مريض شده و بعد رحلت فرمود . چون حضرت رضا عليه السّلام رحلت كرد مامون يك شبانه روز وفات آن حضرت را مخفى داشت پس از آن محمّد بن جعفر الصادق و عده‌اى از سادات را كه نزد او بودند طلبيد و آنها را از اين ماجرا باخبر ساخت و خود هم ابراز تأسف و تأثر نمود و بدن را به آنها نشان داد كه ببينيد آزارى به حضرت نرسيده و به مرگ طبيعى رحلت نموده است . آنگاه خود اظهار داشت : اى برادر ! بر من گران تمام مىشود كه تو را به اين حال مشاهده كنم ، آرزو داشتم كه زودتر از شما رحلت مىكردم . لكن خدا آنچه را سرنوشت قرار داده به انجام رساند و دستور داد كه حضرت را غسل داده و كفن كرده و محفوظ نمودند و جنازهء حضرت را تا محلى كه هم اكنون مرقد آن حضرت است حمل كرد و همان جا دفن ساخت . مرقد آن حضرت قبلا خانه حميد بن قحطبه بود كه در روستايى به نام سناباد نزديك روستاى نوقان در سرزمين طوس واقع شده بود همانجا قبل از اين هارون الرشيد را دفن كرده بودند . چون رحلت كرد مرقد آن حضرت را در برابر قبر هارون قرار داد . امام رضا عليه السّلام زمانى كه دار فانى را وداع گفت به جز فرزند بزرگوارش حضرت ابو جعفر محمّد بن على عليه السّلام كه به مقام امامت رسيد فرزندى نداشت . آن بزرگوار در زمان رحلت پدرش 7 سال و چندى سن داشت .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 683 | الشيخ المفيد / خانبلوكى