تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
ديد كه رنگ صورت مباركش از بىخوابى زرد شده و چشمانش از زيادى گريه ورم كرده و بينى و پيشانيش پينه بسته و پاهايش از ايستادن براى نماز ورم كرده است . امام باقر عليه السّلام فرمود : هنگاميكه اين حال را در پدرم ديدم نتوانستم از گريه خوددارى كنم ، حضرت بعد از مدتى فكر كردن به من گفت : بخشى از كتابهائيكه عبادات على عليه السّلام در آن نوشته شده بياور و وقتى آنها را خدمت پدرم آورد بعد از آنكه مقدارى از آن را خواند عبادات خود را در برابر آنها ناچيز ديد دلتنگ شد صحيفه را به زمين گذاشت فرمود چه كسى مىتواند پا به پاى على عليه السّلام عبادت كند . 5 - عبد اللّه قرشى گفته : عادت على بن الحسين عليه السّلام آن بود كه هرگاه وضو مىگرفت رنگ صورتش زرد مىشد ، اهل و عيال او كه اين حال را از او مىديدند ميپرسيدند در اين موقع چه حالى براى شما اتفاق مىافتد كه اين گونه رنگ شما زرد مىشود ؟ فرمود : مگر نمىدانيد هنگاميكه وضو مىگيرم خود را براى حضور در برابر چه شخصى آماده مىكنم . 6 - امام باقر عليه السّلام فرمود : على بن الحسين در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مىخواند و بدن ايشان آنقدر نحيف بود كه هرگاه بادى مىوزيد او را مانند خوشه گندمى حركت ميداد . 7 - روزى خدمت عبيد اللّه موهب از فضائل على بن الحسين سخن به ميان آمد او گفت : دربارهء على بن الحسين عليه السّلام همين بس كه از نيكوكاران خويشاوندان ماست . 8 - طاوس يمانى گفته شبانگاهى وارد حجر اسماعيل شدم على بن الحسين عليه السّلام را ديدم كه مشغول نماز خواندن بود و به اندازه‌اى كه خدا ميداند نماز خواند بعد از آن سر به سجده گذاشت ، با خود گفتم مرد نيكوكارى از خانواده برجسته‌اى است خوب است به سخن او گوش بدهم تا ببينم چه مىگويد و چه راز و نيازى با خداى خود مىكند كه اين دعا را مىخواند : بنده حقير تو در پيشگاه توست ، بيچاره به درگاه توست ، ناتوانى در بارگاه توست ، گدايى بدر خانهء تو آمده طاوس گويد : در هر پيش‌آمد ناگوارى اصل اين دعا را مىخواندم و درب گشايش و فرجى براى من باز مىشد . 9 - ابراهيم از پدرش روايت كرده سالى همراه حضرت سجاد عليه السّلام به حج خانهء خدا مشرف شدم در راه ناقهء آن بزرگوار از راه رفتن كندى كرد حضرت با تازيانه‌ايكه در دستش بود آهسته به آن حيوان زد بلافاصله ناراحت شد و فرمود : واى بر من اگر در برابر اين كار از من بازخواست كنند و حضرت دست از او كشيد . 10 - گفته‌اند على بن الحسين عليه السّلام سالى پياده به مكه رفت و مدت سفر او از مدينه تا مكه بيست روز طول كشيد . 11 - زرارة بن اعين گفته نيمه شبى بود مردى شنيد كسى ميگويد كجايند آنها كه از دنيا رو برگردانده‌اند و به آخرت روى آورده‌اند ؟ همانوقت از گوشهء بقيع آوازى كه گوينده آن معلوم نبود به گوش رسيد : اين شخص ، على بن الحسين است . 12 - زهرى مىگويد : از اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كسى را برتر از على بن الحسين عليه السّلام نيافتم .