باب هفتم در بيان بخشى از روايات : و فضائل امام سجاد عليه السّلام
1 - عبد اللّه بن موسى از جدش روايت كرده مادرم فاطمه بنت الحسين هميشه مرا سفارش مىكرد خدمت دائى بزرگوارم بنشينم و هيچگاه در محضر ايشان نبودم مگر اينكه هنگام برخاستن مطلب خوبى نصيبم مىشد و آن ترسى بود كه در قلب من بواسطهء خشوع حضرت در مقابل خداوند بوجود مىآمد يا مطلب علمى از ايشان فرا مىگرفتم .
2 - ابن شهاب زهرى مىگويد : على بن الحسين عليه السّلام برترين هاشمى بود كه ما ديده بوديم فرمود : ما را چنان دوست بداريد كه اسلام را دوست مىداريد پس محبت شما نسبت به ما بواسطهء اعمال بد شما موجب ننگ ما نشود .
3 - عبد العزيز بن ابو حازم گفته : پدرم مىگفت : هيچيك از هاشميها را برتر و بالاتر از على بن الحسين عليه السّلام نديدم .
4 - سعيد بن كلثوم گفته : خدمت امام صادق عليه السّلام رسيدم امام از مولاى متقيان على ياد كرد و آن حضرت را مناسب با مقام ايشان ستود سپس فرمود : به خدا قسم تا وقتى على عليه السّلام زنده بود از هيچ حرامى استفاده نكرد و هر وقت در كارى كه رضايت خدا در آن بود به او مىدادند آن كارى كه سخت و به دينش نزديكتر بود انتخاب مىكرد و هرگاه پيشآمدى براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اتفاق مىافتاد بر اثر اطمينانى كه به على داشت مىگفت و هيچكسى به اندازهء على عليه السّلام طاقت اجراى فرامين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نداشت و هرگاه مشغول كارى مىشد مانند كسى بود كه بهشت و دوزخ را در برابر چشم خود مىبيند و ميخواهد ثواب بهشت را بدست آورد يا از عقاب جهنم مىترسد و در راه رضاى خدا و نجات از عذاب الهى هزار بنده را از مال خود كه با تلاش و كوشش خود و عرق جبين كسب كرده بود آزاد كرد ، خوراك او و خاندانش روغن و سركه و عجوه ( نوعى از خرما ) بود و لباسش فقط كرباس بود و هرگاه آستين لباسش از دستش بلندتر بود اضافى آن را قيچى ميكرد . و بالاخره در ميان فرزندان اهل بيت آن حضرت هيچيك از نظر لباس و دانائى به اندازهء على بن الحسين عليه السّلام نبودند .
چنانچه روزى فرزند بزرگوارش امام باقر عليه السّلام خدمت پدرش آمد و امام سجاد عليه السّلام را از عبادت و بندگى به طورى ديد كه هيچ پارسائى به آن مقام نرسيده است .