تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩

فصل هشتاد و يكم [ : نفرين حضرت در مورد انس بن مالك ]

طلحه بن عميره مىگويد ، روزى امير مومنان براى احقاق حق خود به سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود ، هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست تمسك كرد . دوازده نفر از انصار آن را تأييد كرده و شهادت دادند ، انس بن مالك در ميان مردم بود ولى چيزى نگفت امير مؤمنان به او گفت : اى انس ، او گفت : لبيك ، حضرت فرمود : چه چيزى مانع شد كه تو هم آنچه مثل آنها شنيده‌اى شهادت ندهى ؟ گفت : اى امير مومنان عليه السّلام پير شده‌ام و فراموش كرده‌ام ، امير مومنان عليه السّلام فرمود : پروردگارا اگر دروغ مىگويد او را به پيسى مبتلا كن كه عمامه‌اش آن را نپوشاند ، طلحه مىگويد : خدا را شاهد مىگيرم كه او را ديدم و بين دو چشمش لكه پيسى زده بود .

فصل هشتاد و دوم [ : كوتاهى زيد بن ارقم در گواهى در تاييد حضرت ]

زيد بن ارقم مىگويد : روزى على عليه السّلام در مسجد براى احقاق حقش بر مردم فرمود : آيا مردى از شما نشنيد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگفت : هركس من مولاى او هستم على مولاى اوست ، پروردگارا دوستان او را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار . دوازده نفر از شركت‌كنندگان در جنگ بدر برخواستند ، شش نفر از سمت راست و شش نفر از سمت چپ به اين مطلب گواهى دادند . زيد بن ارقم مىگويد ، من هم اين مطلب را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيده بودم ولى كتمان مىكردم به همين خاطر خداوند مرا نابينا كرد و زيد همواره خود را بخاطر ندادن شهادت حق ندامت كرده و از خداوند طلب آمرزش مىكرد .

فصل هشتاد و سوم [ : ديوانگى مردى از مردم عبس بر اثر توهين به حضرت ]

عده‌اى از اصحاب روايت كرده‌اند : امير مومنان عليه السّلام را روى منبر ديديم كه مىفرمود : من بنده خدا و برادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و وارث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رحمت هستم ، با سيدهء زنان بهشت ازدواج كردم ، من آقاى اوصياء پيامبران و آخرين وصى پيامبران و هركس غير از من چنين ادعايى مىكند خداوند او را مبتلا به امور بد مىكند . مردى كه از مردم عبس در ميان مردم نشسته بود گفت : چه كسى نمىتواند سخنى مانند سخنان تو بگويد و سخنان آن حضرت را با تمسخر تكرار كرد هنوز از جاى خود حركت نكرده بود كه ديوانه شد ، پاى او را به طرف درب مسجد كشيدند ما از نزديكان او پرسيديم : پيش از اين چنين شده بود گفتند : نه به خدا سوگند . شيخ مفيد كه خداوند از او راضى باد مىگويد : اخبار شبيه خبرهاى گذشته بسيار فراوان است كه كتاب ما با ذكر همه آن طولانى مىشود و آنچه گفته شد كفايت مىكند از خداوند توفيق و هدايت به راه مستقيم را مسئلت مىنماييم .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 389 | الشيخ المفيد / خانبلوكى