مرثيهها گفتهاند ، حتى شافعى كه تو او را امام مىخوانى . نزد آل رسول ( صلى الله عليه وآله و سلم ) متواتر است كه پيغمبران اولوالعزم در مصائب آل رسول ( صلى الله عليه وآله و سلم ) گريستند ، در كتب انبياء ذكر اين مصيبتها شده .
عجب برهان و دليل هم آورده كه ايشان خسرو دين بودهاند ، به كشته شدن از كند و زنجير خلاص شدهاند ، پس وقت شادى و فرح است . آفرين بر تو ، يك جا مىگويى اولياء چون متصل به حق شدهاند و فانى في اللّه مىباشند ، هر كجا كه هستند به ظاهر ، در واقع در جوار الهى و در دار كرامت اويند ، بلكه مىگويى خود حق تعالى شدهاند ، پس كنده و زنجير كجا ؟ يك جا اينها را مىگويى .
سلّمنا در بند و زنجيرند پس بهترين خلايق آن كسى است كه ايشان را بكشد و از زنجير خلاص كند و به ملك و شاهنشاهى برساند ، اين تحقيق تو را خدا هم ندانسته بوده كه در چندين موضع از قرآن يهود را لعنت كرده ، وعده عذابها داده به جهت كشتنشان انبياء را كه : وقتلهم الأنبياء به غير حق . ( 1 ) بارى شيعه هم دل و دين خرابى دارند ، اعتقاد هم به معاد و محشر ندارند ، بر دين خود گريه كنند كه مرده است ، اختيار دارى ، الحمدللّه تو كه عمر را ضايع نكردى !
بعد از اينها هم حكايت مورى را مىكند كه دانه را مىكشيد و خبر از خرمن نداشت ( 2 ) ، مثل تعزيه داران كه دنيا را مىبينند و آخرت را نمىبينند ، راضى به خلاص شدن اولياء از بند و كند نمىشوند .
و در اوراق بعد هم قصه خريدن ابى بكر بلال را حكايت مىكند و در مداحى اين صديق كوتاهى نمىكند و در اثناء اين ، حديث دروغ اصحابى كالنّجوم را ذكر مىكند و بلال را مداحى مىكند ( 3 ) ، و حال آنكه بلال بعد از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) اذان را و مدينه
هامش
1 - آل عمران / 181 .
2 - مثنوى ، دفتر ششم ، 806 .
3 - مثنوى ، دفتر ششم ، 888 به بعد .