يا تبر بردار مردانه بزن * تو على وار اين در خيبر بكن
ورنه چون صديق و فاروق مهين * هين طريق ديگران را برگزين ( 1 )
مى گويد اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) با تبر در از خيبر كند ، بازوى يداللّهى را منكر است ، آن دو نفر هم طريق پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را رفتهاند .
در صفحه سى و دويم در احوال ذوالنون مصرى كه او را به زندان بردند و از صوفيّه است مىگويد :
چون قلم در دست غدّارى بود * لاجرم منصور بر دارى بود ( 2 )
اشاره است به حسين ابن منصور حلاّج كه به توقيع حضرت قائم عجل اللّه تعالى فرجه بر دست حسين بن روح او را بر دار كشيدند ، ديگر اختيار با تو است بيت نحسش را بيان نمىكنم .
در صفحه چهل و هفتم مىگويد در مقام اينكه هر چيزى به جنس مايل است :
چون محمّد را ابوبكر نكو * ديد صدقش گفت هذا صادق
چون ابوبكر از محمّد بُرد بو * گفت هذا ليس وجه كاذب
چون نَبُد بوجهل از اصحاب درد * ديد صد شقّ قمر باور نكرد ( 3 )
بيچاره از عشق ابى بكر قافيه را هم باخته تا آنكه مىگويد ، در مقام اينكه موعظه غير جنس فايده ندارد و سوره عبس را شاهد آورده :
چون دوايت مىفزايد درد پس * قصّه با طالب بگو بر خوان عبس
چونكه اعمى طالب حق آمده است * بهر فقر او را نشايد سينه خست ( 4 )
هامش
1 - مثنوى ، دفتر دوّم ، 1144 ، شعر دوم در نسخه نيكلسون نيست ، در نسخه كتابفروشى اسلاميه دفتر دوّم ، ص 143 ، سطر 1 آمده است .
2 - مثنوى ، دفتر دوّم ، 1398 .
3 - مثنوى ، دفتر دوّم ، 2059 ، بيت اوّل در نسخه نيكلسون نيست ، و در نسخه كتابفروشى اسلاميه دفتر دوّم صفحه 163 ، سطر 15 آمده است .
4 - مثنوى ، دفتر دوّم ، 2066 .