عشق در نزد مثنوى و صوفيه و فلاسفه
شرح عشق ارمن بگويم بر دوام * صد قيامت بگذرد و آن ناتمام ( 1 )
هر چه جز عشق خداى احسن است * گر شكرخوارى است آن جان كندن است . ( 2 )
از موضوعات اوّليه و منتهى اليه سير صوفيّه ، يا به عبارتى اوّلين پله و آخرين آن عشق است ، تا آنجا كه نورى گفته : اللّه يعشقنى و أنا اعشقه . يعنى : خدا عاشق من و من عاشق اويم .
و بايزيد گفته : من سى سال او را مىطلبيدم ، چون نيك نظر كردم او طالب بود و من مطلوب . ( 3 )
براى اطلاع بيشتر به كتاب تحقيق و بررسى تاريخ تصوّف نوشته آقاى عميد
هامش
1 - مثنوى : دفتر پنجم ، 2189 .
2 - مثنوى دفتر اوّل ، 3685 . به بحث عشق جلد اوّل كتاب تفسير مثنوى استاد معاصر محمدتقى جعفرى و فقه اللّه لمرضاته صفحه 85 مراجعه كنيد و مباحث عشق را از نظر بگذرانيد .
3 - تذكرة الاولياء 135 ، به نقل تاريخ تصوّف عميد زنجانى 308 .