والضغة . » ( 1 )
يعنى : « مسأله چهارم در نبوت است ، همه اماميّه قائلند به اينكه پيامبران از گناهان كوچك و بزرگ معصومند ، چه قبل از نبوّت و چه بعد از آن ، چه گناه عمدى باشد و يا از روى فراموشى و از هر صفت پست و موجب نقص و آنچه دلالت بر پستى و ذلت مىكند مصونند . »
و سيوطى در اصول دين گويد : ما اشاعره معتقديم كه پيامبران ( عليهم السلام ) معصومند و از آنان گناه سرنمى زند ، نه صغيره و نه كبيره ، نه از روى عمد و نه از روى سهو ; به جهت كرامت آنان نزد خداوند ، بلكه از فعل مكروه نيز مصونند ، زيرا فعل مكروه از شخص باتقوى كم صادر مىشود چه رسد به پيامبر . ( 2 )
در قرآن كريم وقتى خداوند متعال قصّه موسى و هارون ( عليهما السلام ) را بيان مىكند مىفرمايد : به آن دو گفتيم :
فقولا له قولاً ليّناً لعلّه يتذكّر أو يخشى . ( 3 )
« يعنى با نرمى با فرعون سخن بگوييد باشد كه متذكّر شود يا آنكه بترسد . »
در تفسير مجمع البيان در تفسير قول ليّن فرموده است : يعنى در سخن گفتن با او و دعوت به سوى خداوند مدارا كنيد ، و با خشونت با او سخن نگوييد . ( 4 )
و در تفسير صافى در مورد قول ليّن مىگويد : قول ليّن مثل گفتار موسى است به فرعون كه خداوند به او گفت به فرعون بگويد :
فقل هل لك إلى أن تزكّى . و اهديك إلى ربّك فتختشى . ( 5 )
« پس بگو آيا تو راست به آنكه پاكى جويى و رهبريت كنم به سوى پروردگارت
هامش
1 - نهج الحق و كشف الصدق ، 142 .
2 - مفتاح العلوم سكاكى ( حاشيه ) 20 .
3 - سوره طه ، آيه 44 .
4 - مجمع البيان 4 / 11 .
5 - سوره نازعات آيه 18 و 19 . تفسير صافى 2 / 66 .